مجتمع آدینه تنکابن

2017-01-30_22.13.48
به نام خداوند جان و خرد
با درود و عرض ادب و و آرزوی سلامتی و سعادت برای یکایک شهروندان گرامی تنکابنی.
یکی از پیگیری های مستمر شهرداری و شورای اسلامی دوره چهارم تعیین وضعیت پروژه تجاری آدینه بوده است.
در طول سه سال گذشته جلسات، اقدامات و ابلاغات قانونی متعددی جهت بررسی، شفاف سازی، جلوگیری از تخلفات، توقف عملیات و مباحثی از این دست بابت پروژه آدینه صورت پذیرفت اما از آنجاییکه توافق نهایی صورت نگرفت نهایتاً هیات امنایی از طرف شورای سیاست گذاری ائمه جمعه کشور تعیین و برای گفتگو و تصمیم گیری انتخاب شدند.
در آخرین جلسه ای که با حضور دادستان محترم جناب آقای دکتر محسنی بندپی، اعضای هیات امنای مجتمع آدینه، اعضای شورای اسلامی شهر، شهردار تنکابن و به میزبانی معاون محترم استاندار و فرماندار ویژه شهرستان تنکابن جناب آقای سید امیر حسینی جو تشکیل گردید نیز توافقی صورت نپذیرفت و پس از آن شاهد ارائه مباحثی در فضاهای مجازی شهرستان بودیم که لازم دانستم توضیحاتی را برای آگاهی بیشتر افکار عمومی شهروندان ارایه نمایم.
اگر چه امروز باید این پرونده را در ماهیت فعلی آن رسیدگی نماییم اما لازم است تا مردم آگاه باشند تغییر کاربری زمین پروژه آدینه تنکابن از فضای سبز به تجاری با توجه به اصول شهرسازی خود یک تخلف بزرگ و جفایی آشکاری در حق شهروندان حال و آینده این منطقه بوده است.
اگر امروز افرادی تلاش به متهم نمودن جمعی دیگر بابت عدم پیگیری لازم برای وصول مطالبات و حقوق شهروندان هستند، دیروز خود پای این تغییر کاربری را امضا نموده اند. تغییر کاربری ها با پیشنهاد اعضای شوراهای اسلامی شهر به کمیسیون های تخصصی ماده ۵ ارسال میشود.
این تقاضا نقض حقوق شهروندان است. انجام امضای دیروز خیانت به اصول شهرسازی امروز و فردا است.

البته نگاه بنده به مباحث شهرسازی کاملا تخصصی و به دور از هرگونه حب و بغض میباشد همانطور که مخالف سرسخت نحوه عملکرد کمیسیونهای ماده صد و تخلفات دیگر شهری نیز هستم و اعتقاد دارم که هر مسئول و منتخبی باید کاملا در راستای این تخلفات آشکار و نقض حقوق شهروندان پاسخگو باشد. بنابراین باید بگویم روند اداری این پروژه از آغاز، تغییر کاربری و ساخت برایم بسیار سوال بر انگیز بوده است. این سطح تغییر کاربری که باید از مجراهای قانونی نظیر کمیته فنی، کمیسیون ماده پنج تا شورای عالی شهرسازی و معماری ایران بگذرد نیز حائز اهمیت و توجه است.
سرانه و مساحت فضای سبز شهری را هیچ قیمت و ساختاری نمیتوان جایگزین نمود. فعل اشتباهی صورت میپذیرد مسببین و همراهان باید پاسخ گو باشند نه متاخرین و منتخبین آینده.
جانمایی و انتخاب مکانی پروژه، عدم دسترسی مناسب با توجه به مباحث ترافیکی شهری، عدم توجیه مناسب در تراکم و سطح اشغال، تخلفات فراوان صورت پذیرفته، عدم انجام تعهدات به خریداران و شهروندان، عدم پرداخت حقوق قانونی شهرداری و … همه و همه تنها نشان دهنده توجه سازندگان به سودآوری شخصی در این پروژه بوده است.
برای آنکه بتوانیم موجبات شفاف سازی افکار عمومی را فراهم آوریم و اختلافات فی مابین شهرداری و مدیریت مجتمع در حال ساخت آدینه را نیز حل نماییم، چند سوال مطرح مینمایم و امیدوارم با احترام، منطق و نگاه فنی پاسخ را دریافت نمایم. پاسخ به این پرسشها بخش عمده ای از اختلافات را حل خواهد نمود.
اگر فرض را بر آن بگیریم که کلیه مراحل تغییر کاربری و … مسیر خود را کاملا درست طی نموده باشد:
۱. میزان تقاضای سرمایه گذار برای ساخت مجتمع به دایره ساختمانی شهرداری تنکابن چند متر مربع بوده است؟
۲. ضوابط و دستور نقشه بر اساس طرح تفضیلی و اعلام واحد ساختمانی شهرداری تنکابن چند متر مربع بوده است؟
۳. محاسبات واحد درآمد شهرداری تنکابن برای صدور پروانه قانونی این مجموعه چه عددی به ریال بوده است؟

بخش دوم سوالات بنده در خصوص تمکین به قوانین ساختمان و سازمان نظام مهندسی میباشد:
۴. آیا سیکل اداری و قانونی این پروژه در سازمان نظام مهندسی استان مازندران و دفتر نمایندگی شهرستان تنکابن صورت پذیرفته است؟
در صورت انجام اسناد آن منتشرگردد.
۵. آیا برای ساخت این مجتمع پروانه ساختمانی صادر گشته است؟
در صورت وجود انتشار یابد .
۶. آیا توافقات اولیه صورت پذیرفته در دوره سوم شورای اسلامی شهر تنکابن(۲۵ باب مغازه ، یک سینما ، ۱۳۰۰۰ متر زمین و…) محقق گشته است یا خیر؟

یکی از مواردی که هیات امنای مجتمع آدینه برآن پافشاری مینماید پرداخت مبلغ پنجاه میلیارد ریال بودجه دولتی به شهرداری تنکابن از جهت بدهی و دیون مجتمع میباشد که برای ساخت پل چهارم چشمه کیله صورت پذیرفته است.
۷. آیا دولت اساسا میتواند از اعتبارات ملی بخشی از بدهکاری یک سرمایه گذاری حقیقی یا حقوقی را پرداخت نماید؟

اگر چنین مسئله ای امکان وقوع داشته باشد ، سند معتبر ملی و دولتی آن را منتشر فرمایید .
پل چهارم چشمه کیله سالها مورد بحث و

بررسی بوده و جذب اعتبار ملی آن در راستای مصوبات سفر ریاست جمهوری صورت پذیرفته است. نکته مهم و حائز اهمیت در این خصوص ، انجام تشریفات اداری و قانونی جذب اعتبار است:
پس از تصویب، بودجه به ذیحسابی استان مازندران واریز گشته و مراحل قانونی انتشار فراخوان و انتخاب پیمانکار آن طی شده است. این اعتبار پنجاه میلیارد ریال بوده که پس از انتخاب پیمانکار حدودا دوازده میلیارد ریال آن بابت کسورات قانونی و دولتی نظیر بیمه و مالیات کسر شد. با افزایش قیمت مصالح در آن سال و عدم توانایی انجام پروژه مبلغ حدود دوازده میلیارد ریال دیگر آن نیز برگشت و به حساب دولت واریز شده است. اگر چنین پیش فرض اشتباهی نیز درست باشد چرا و به چه علت مبلغ واریز شده کسر گشته و برگشت میخورد.
با توجه به مطالب فوق هیچ تناسب معقول، منطقی و قانونی پیرامون موضوع مطروحه دیده نمیشود و تنها گمانی که میتوان برد آگاهی سرمایه گذاران از جذب و تصویب چنین اعتبار دولتی برای شهرستان در آن دوره بوده است.
در این پروژه حدودا تعداد چهارصد نفر از شهروندان و هموطنان محترم بصورت مشارکت، سرمایه گذاری نموده اند که تا کنون موفق به تحویل گرفتن مغازه‌های خود نگشته اند.
تاخیر در تحویل (حدودا دو تا سه سال) به خریدان، موجبات ضرر و زیان فراوان گشته است مضاف بر آنکه توافق بابت تحویل بیست و پنج باب مغازه به شهرداری و به انتخاب شهرداری نیز صورت نپذیرفته است و این موضوع خود محل اختلافی در آینده خواهد بود. عدم انجام هیچ کدام از تعهدات چه به شهرداری و شهروندان و چه به خریداران و سرمایه گذاران خود نمونه ای از عدم تعهد اخلاقی به طرف مقابل است. در چنین شرایطی سکوت امری پسندیده نیست و انتظار میرود تا حقوق واقعی و قانونی پرداخت شود. در پایان باید عرض نمایم در صورت عدم توافق و عدم وصول مطالبات تمکین به قانون و رعایت اصول اخلاقی بر طرفین واجب و لازم است.
علیرضا فلاحتکار. ۱۳۹۵.۱۱.۱۱
مسئول کمیسیون عمران و شهرسازی شورای اسلامی شهر تنکابن
telegram.me/alireza_falahatkar

پلاسکو درسی برای ایران البته اگر بیدار شویم!

پلاسکو درسی برای ایران
البته اگر بیدار شویم!
✍علیرضا فلاحتکار
۱۳۹۵/۱۱/۲

پلاسکو فرو ریخت.
شاید اولین تصویری که در ذهن هر بیننده این حادثه نقش بست، فرو ریختن برجهای دوقلوی نیویورک بود. حادثه یازده سپتامبر سال دوهزار و یک میلادی . بلندترین ساختمان دهه‌های نه چندان دور ایران در چشم به هم زدنی فروریخت و با ریختنش دلهای بیشماری را داغدار نمود. تنها تفاوت آن با حادثه یازده سپتامبر در این بود که نه حمله ای در کار بود و نه تروریستی مثل القاعده که مسئولیت این حادثه را بعهده بگیرد.

در کشوری که کشته‌های حوادث جاده‌ای‌اش در هر سال برابر حادثه زلزله بم یا رودبار است بیشتر از این نیز نباید انتظاری داشت .
در این مقال سعی میکنیم کمی در خصوص مدیریت شهری، تخصص، تحصیلات و نقش مدیران منتخب، و آینده نگری صحبت نماییم. باشد که در آینده از بروز حوادث مشابه جلوگیری گردد.

قطعا با نوع مدیریت موجود در شهرهای مختلف کشور حوادث تلخ دیگری نیز در راه خواهد بود و هیچ گریزی از آن نیست . شاید باید پیشاپیش تسلیت های بیشمار دیگری را نیز با احترام تقدیم نمود .
به راستی بر ایران چه میگذرد؟
چند اتفاق دیگر باید حادث گردد تا مدیریت مبتنی بر صبر ما، چاره ای نو اندیشه کند؟
چه کسانی در جلوگیری از برخی حوادث مسئولیت دارند؟
آیا تنها فکر کردن در خصوص یک حادثه، اخطار نمودن به دیگران و نشستن و تماشای آینده، کفایت میکند؟
نقش مردم در جلوگیری از حوادث چیست؟
مدیران شهری که بی هیچ ضابطه‌ای بر تراکم شهرها می افزایند لحظه ای به آینده و اتفاقات مشابه فکر کرده اند؟
اعضای کمیسیون ها تخصصی ماده ۱۰۰ به حیات ملت ایران می اندیشند؟
رانتهای اداری، سیستمی و انتخاباتی تا چه زمان قرار است کمر همت به ویرانی آینده شهرهایمان ببندد؟
زمان بیداری کی فرا میرسد؟
تضاد منافع تا چه زمان منجر به انجام امور غیر اخلاقی خواهد شد؟

هموطنی نوشته بود :
“آتش سوزی ساختمان پلاسکو بدون تردید تقصیر تک تک ماست. آنروز که به جای تعدادی متخصص تحصیلکرده با رشته های مرتبط افراد دیگری را به شورای تخصصی شهر تهران فرستادیم ساختمان پلاسکو را آتش زدیم.
آن روز که راستگویان و دروغگویان برایمان فرقی نداشتند، ساختمان پلاسکو را آتش زدیم. آن روز که به …. رای دادیم چون….
بله دوستان عزیز ، مسئول خونهای ریخته شده ما هستیم .
شورای شهر بر خلاف مجلس، شورایی کاملا تخصصی است که اعضای آن باید از شهرسازی، اقتصاد شهر، معماری، ترافیک، حمل و نقل و خدمات شهری سررشته داشته باشند. بنابراین هر کس را به هر علتی دیگر نباید به آنجا رسانید . ”

نوشته فوق گفتاری قابل تامل و تفکر برای انتخابات آینده و پیش روی شهرهای ایران میباشد. امیدوارم مردم در سراسر کشور با فرهنگ سازی مناسب شرایط لازم برای بهبود و تغییر اوضاع را فراهم آورند.
اگرچه ساماندهی بخش عمده‌ای از تعیین وضعیت‌های مناطق قدیمی و بافتهای فرسوده نیازمند همکاری و مشارکت های مردمی است، اما دلیلی بر عدم اتخاذ تصمیمات صحیح مدیریتی شهری وجود ندارد. باتوجه به وضعیت مدیریت شهری در کشور و برداشتهای میدانی و واقع گرایانه دیگر وقت آن رسیده است که تخصص جای تفکرات سنتی را بگیرد و کرسی های شوراهای شهرهای مختلف کشور محل حضور اندیشمندانی متخصص، تفکراتی ممتاز، و افرادی با برنامه باشد. مدیریتهای سنتی و غیر تخصصی هم شهرها را خواهند کشت و هم مردم را. و اگر این روند ادامه پیدا کند بهترین کار آن است که دیگر ابراز همدردی ننماییم زیرا زمانی که فرصت انتخاب و تغییر را داشته ایم، یا حضور نیافته ایم و یا تصمیماتی مبتنی بر احساس و ارتباط گرفته ایم و به دانش، سلامت، توان، تخصص و برنامه رای نداده ایم.
شهر ما شهسوار هم نقاط حادثه خیز و نیازهای بحرانی در زمینه ایمنی فراوان دارد که مدیریتی بهتر میطلبد .
به امید آنکه در سایه مدیریت مناسب، آینده شهرمان شهسوار و میهنمان ایران غمناک نگردد .
telegram.me/alireza_falahatkar

《 راه برو 》

حکایتی از لقمان را میخواندم ، نظرم را سخت به خود جلب نمود . نیک که به آن توجه نمودم نکته ای ارزشمند در آن نهفته بود که اشتراک گذاری آنرا خالی از لطف ندیدم . با هم یکبار دیگر آن را بخوانیم ، در پایان خدمت شما بزرگواران خواهم بود .

” لقمان در کنار چشمه‌ای نشسته بود. مردی که از آنجا می‌گذشت. از لقمان پرسید:
«چند ساعت دیگر به ده بعدی خواهم رسید؟»
لقمان گفت: «راه برو.»
آن مرد پنداشت که لقمان نشنیده است.
دوباره سوال کرد:
«مگر نشنیدی ، پرسیدم چند ساعت دیگر به ده بعدی خواهم رسید؟»
لقمان گفت: «راه برو»
آن مرد پنداشت که لقمان دیوانه است و رفتن را پیشه کرد.
زمانی که چند قدمی راه رفته بود، لقمان به بانگ بلند گفت:
«ای مرد، یک ساعت دیگر بدان ده خواهی رسید.»
مرد گفت:
«چرا اول نگفتی؟»
لقمان گفت:
«چون راه رفتن تو را ندیده بودم، نمی‌دانستم تند می‌روی یا کند. حال که دیدم دانستم که تو یک ساعت دیگر به ده بعدی خواهی رسید.» ”

✅ نکته این مطلب:
اینکه ما به اهداف مان برسیم تابع کیفیت برنامه ها ، شرایط موجود ، توان فکری همراهان ، اثربخشی اقدامات و سرعت گام هایمان است بنابراین باید بکوشیم برنامه هایمان کارآمد و مناسب شرایط موجود تعیین گردد حتی اگر برایمان سخت و دشوار باشد . اقدامات اثربخش را برای رسیدن به هدف هایمان طراحی و اجرا نماییم.
اگر بخواهیم صادقانه صحبت کنیم باید بگوییم که شرایط امروز جامعه ما ، نگاه و استراتژی دولت ، توان سیستم اجرایی مملکت و …. نتوانسته است گره از مشکلات اجتماعی ، اقتصادی و ….مردم را باز نماید .
در چنین شرایطی تکلیف چیست ؟
زمانی که مردم رشد ، توسعه و پیشرفت را مطالبه میکنند اما زیرساختها فراهم نشده است و چرخهای این واگن به حرکت در نیامده ، چه باید کرد ؟
پاسخ ، تلاش است .
باید تلاش نماییم و بی تفاوت نباشیم . دیگر سرعت راه رفتن را دیده ایم بنابراین بیایید یا :
۱. زمان رسیدن را پیش بینی کنیم
و یا
۲. توان پاها را افزایش دهیم

” ما میتوانیم اگر بخواهیم و تلاش نماییم ”
علیرضا فلاحتکار. ۱۳۹۵.۱۰.۱۱
telegram.me/alireza_falahatkar

چگونه موفق شویم ؟

img_20161227_092715
تا کنون دقت کرده اید ❓
همه میگویند میخواهند پیروز شوند .
یک مدیر ، یک شهردار ، مسئول یک سازمان ، یک دانشجو ، یک دانش آموز ، یک ورزشکار و….
اما چگونه ❓
آیا تنها با تدوین یک برنامه ریزی استراتژیک این مهم حاصل میشود ؟
گروهی میگویند این تدابیر تنها ترسیم یک آینده آرمانی است و پیروزی نهایی وابسته به عواملی دیگر نیز میباشد .
اعتقاد شخصی من پس از سالها فعالیت در رشته های مختلف ورزشی ، هنری ، تحصیل و فعالیتهای اجتماعی این است که پیروزی نهایی کاملا وابسته به ما است و ما اگر نخواهیم اتفاق نخواهد افتاد .
میل به پیروزی تنها یک خواسته آنی نباید باشد . پیروزی تداوم ، تمایل و تلاش میخواهد .
پیروزی ؛ نخست ، بردن خویش است و پیروزی نهایی ، حفظ این تفکر است .
ما به آنچه می اندیشیم ، میتوانیم دست یابیم اما باید بدانیم که برای چه میخواهیم پیروز شویم ؟
با پیروز شدن به چه پرسشی در درونمان میخواهیم پاسخ دهیم ؟
یادمان باشد هر نیازی در درون ما پاسخی در دنیای بیرون دارد .
پاسخ به این پرسشها ، آغازی برای پیروزی است .
در قلبم جاودانه اید
مانا باشید و پایدار
علیرضا فلاحتکار. ۱۳۹۵.۱۰. ۶
telegram.me/alireza_falahatkar

آیا میخواهید بدانید کشور توسعه می یابد یا خیر ؟

2016-12-04_22-06-55
آیا می خواهید بدانید کشور توسعه می یابد یا خیر ؟!
اگر می خواهید بدانید کشوری توسعه می یابد یا نه اصلا سراغ فناوری کارخانه و ابزاری که استفاده می کند نروید .اینها را به راحتی می توان خرید ، دزدید یا کپی کرد !
برای دیدن توسعه بروید در دبستان ها و پیش دبستانی ها ، ببینید آنجا چگونه بچه ها را آموزش می دهند . اگر کودکان شما را پرسشگر ، خلاق ، صبور ، نظم پذیر ، خطر پذیر ، دارای روحیه گفتگو و تعامل ، دارای روحیه مشارکت جمعی و همکاری بار آورند اینها ، انسانها و شخصیت هایی خواهند شد که می توانند توسعه ایجاد کنند…
“داگلاس نورث برنده نوبل اقتصاد”

تحلیل حرف تازه :
هرگاه در ایران سخن از توسعه به میان می آید دریچه ای بزرگ روبروی متخصصین ، اندیشمندان و صاحبان سخن و نظر باز میشود که هرکدام از سویی گفتاری قابل تامل و تفکر را مطرح مینمایند . ابعاد گوناگون آن را تحلیل کرده و به ارایه مفاهیم با گفتاری کاملا آکادمیک میپردازند . تئوری های توسعه در تمامی سرزمینهای دنیا یکسان ارایه شده است و با ارتقا مفاهیم ضمن حفظ مبانی اصلی ، امکان دسترسی به آن همواره فراهم بوده است اما به راستی در کشور ما چه اتفاقی افتاده است ؟
ایران تا پیش از دهه ۱۳۳۰ شمسی فاقد هر گونه نظام سازمان یافته برنامه‌ریزی برای توسعه کشور بود . با شتاب گرفتن اندیشه‌های توسعه، ضرورت برنامه‌ریزی بیش از پیش آشکار و سازمان برنامه و بودجه کشور تأسیس شد.
سازمان برنامه و بودجه را می‌توان یکی از پایه‌های نظام اقتصادی و توسعه ایران در سال‌های پس از ۱۳۳۷ دانست. سازمان برنامه و بودجه و به زبان دیگر سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور خاستگاه برنامه‌های توسعه‌ای بود که در سال‌های قبل و پس از انقلاب به اجرا درآمده است. تشکیل کمیسیون اقتصادیات در سال ۱۳۰۳ شمسی در مجلس شورای ملی را می‌توان اولین اقدام رسمی در زمینه پیدایش تفکر برنامه‌ریزی و توجه به توسعه اجتماعی و اقتصادی کشور دانست. این کمیسیون به ریاست سید حسن تقی‌زاده و عضویت ۷ تن از نمایندگان دوره پنجم مجلس برای هماهنگی در اجرای برنامه‌های عمرانی و اقتصادی تشکیل شده بود.
بعد از کمیسیون اقتصادی مجلس پنجم، بار دیگر اندیشه برنامه‌ریزی در سال ۱۳۱۰ توسط علی زاهدی مطرح شد. وی در این باره، رساله نسبتاً مفصلی به نام ” لزوم پروگرام صنعتی ” تهیه و منتشر کرد.تلاش دامنه‌دار بعدی در سال ۱۳۱۶ توسط ابوالحسن ابتهاج آغاز شد . وی کار خود را از بانک شاهی سابق شروع کرد و فاقد تحصیلات دانشگاهی داخل و خارج کشور بود. اما چون به مقوله توسعه اقتصادی علاقه پیدا کرده بود، به مطالعه کتاب‌های اقتصادی پرداخت و خود را با مفاهیم توسعه و برنامه‌ریزی آشنا کرد.ابتهاج پس از آشنایی با تفکر برنامه‌ریزی، برای جا انداختن آن در جامعه سامان نیافته ایران به ترویج این اندیشه پرداخت و این فکر را تحت عنوان نقشه به کار می‌برد که ما باید «نقشه» داشته باشیم، یعنی هدف‌مند و بابرنامه باشیم.
منظور اصلی وی این بود که هدف‌ها و نیازهای جامعه، شناسایی، بودجه مورد نیاز کارها برآورد، اعتبارات در دسترس معلوم و با برقراری تناسب بین بودجه و اعتبارات، فعالیت‌های اجرایی سامان‌دهی شود، به طوری که اعتبارات به بهترین شیوه به مصرف برسد و جامعه به خوبی از نتایج آن بهره‌مند شود.سرانجام تلاش‌ها و رایزنی‌های ابتهاج با قوام (نخست‌وزیر وقت) منجر به تشکیل جلسه شورای عالی اقتصادی، که مدت‌ها فعالیتی نداشت، شد. این جلسه در دهم فروردین (۱۳۲۵) تشکیل شد و قوام در سخنانی ضمن تشریح نابسامانی‌ها و شوربختی کشور و پس از اعلام سیاست‌های اقتصادی دولت خود، بر لزوم ادامه فعالیت شورای عالی اقتصادی و طرح یک نقشه اقتصادی تأکید کرد.
کشور ما از سال(۱۳۲۷) برنامه ریزی توسعه را با برنامه های توسعه هفت ساله آغاز نمود . شش برنامه توسعه قبل از انقلاب ، پنج برنامه توسعه بعد از انقلاب ، چندین برنامه آمایش سرزمین ، برنامه بیست ساله و هم اکنون نیز در آستانه برنامه توسعه ششم هستیم .
چه باید گفت و چه باید کرد ؟
گرچه بین اندیشمندان و صاحب نظران توسعه همواره اختلاف نظراتی پیرامون اولویت های جنبه ای بر جنبه دیگر توسعه مطرح بوده است اما به نظر میرسد ما همواره بر روی نیروی انسانی و نفراتی که باید محور حرکت این اندیشه باشند ، مشکل داشته ایم .
توسعه سیاسی ، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و یا فرهنگی ؟
براستی کدامیک از ابعاد توسعه در ایران بر بعد های دیگر میتواند اولویت داشته باشد .
اگر اذعان داشته باشیم که نیروی انسانی کارآمد بالاترین سرمایه یک کشور ، سیستم ، سازمان و تشکل است ؛ براستی به چه میزان و اندازه ای در این خصوص موفق بوده ایم ؟

شاید گفتار داگلاس نورث در مورد کشور ما صادق باشد . شاید باید آموزش را مقدمه ای برای توسعه دانست . شاید باید به پیش دبستان ها ، دبستان ها و مدارس توجه بیشتری نمود .
شاید باید بودجه وزارت آموزش و پرورش کشور را از تمام بودجه های وزارت خانه های دیگر بیشتر نمود .
شاید باید بیشتر فرهنگ کتاب و کتابخوانی را افزایش داد .
شاید باید دانشگاه ها را هدفمند تر هدایت نمود.
و شاید های دیگر….
براستی اگر از سال ۱۳۲۷ به امر آموزش پرداخته بودیم و به آن بها داده بودیم ، امروز توسعه نیافته بودیم ؟
به امید فرداهای بهتر برای ایران و ایرانی.
علیرضا فلاحتکار. ۱۳۹۵.۹.۱۴
telegram.me/alireza_falahatkar

پاسخ به برخی از پرسشهای شهروندان

پاسخ به پرسش تعدادی از شهروندان در خصوص وضعیت و مشکلات شهری :
به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه بر نگذرد

با درود خدمت تمامی شهروندان ،متخصصین و مردمی که دغدغه ای به نام شهر ، رشد ، توسعه ، تغییر و تکامل آن را دنبال مینمایند .
از آنجایی که جمع حاضر با اصول و کلیات مدیریت شهری ، شهرسازی و مباحث آکادمیک آشنا هستند تلاش خواهم نمود تا بیشتر پیرامون :
۱. عدم کارآمدی تئوری های علمی در بستر یک سیستم سنتی و عقب نگاه داشته شده
۲. بررسی نقش مدیریت های محلی ( شوراها) در توسعه شهر تنکابن
۳. نقش عوامل اجرایی مانند شهردار ، مسئولان واحدها ، روابط سازمانی و شرایط موجود
۴. نبود دپارتمانهای مردمی در شهر
۵. نقش مردم در ارتقا شرایط شهری
۶.الزامات فرهنگسازی مناسب در ابعاد گوناگون
۷. نبود چشم انداز و برنامه ای مدون در مدیریت شهری
مطالبی را به مکتوب نمایم . باشد که با همفکری و استفاده از خرد جمعی آینده ساز بهتری باشیم.
پیشاپیش از طولانی شدن مطالبی که ارایه میشود پوزش طلبیده و از وقتی که در اختیار بنده برای تبادل نظر با جمعی از فرهیختگان قرار داده اید تشکر مینمایم .

۱. با نگاهی ساده به عرصه های گوناگون مدیریت ، خصوصا مدیریت شهری در کشورهای توسعه یافته در میابیم که تئوری ها و مباحث آکادمیک در قالب برنامه های استراتژیک در اختیار مدیریت قرار گرفته و تمام روند ارایه خدمات به شهروندان مدون و پیش بینی شده است . اولویت ها احصاء گشته و توانها و محدودیتهای منطقه ای نیز بررسی شده است . مدیریت کشور ما عموما در سالهایی که گذشت از نیروهای متخصص به معنای واقعی آن نه صرف داشتن مدارک دانشگاهی ، کمتر استفاده نمود . این امر باعث گشت تا تصدی امور در اختیار مدیرانی کم توان قرار گیرد که با مباحث کلان و علم روز مدیریت شهری و شهرسازی آشنایی نداشته و برای تثبیت و حفظ موقعیت خود یا از جذب نفرات مستعد و شایسته بر اساس آزمونهای استاندارد خودداری نمودند و یا امکان عرضه شدن به نیروهای توانمند خود را نداده اند.
بنابراین تئوری های علمی و مدیریتی نتوانسته است در بستر بیمار سازمانی به نام شهرداری تحول ایجاد نماید و مدیران سنتی شهرها را عقب نگاه داشته اند.

۲.حضور افراد مختلف با جنسیت ، تفکر ، تحصیلات ، سوابق ، پیشینه خانوادگی ، وضعیت مالی و اقتصادی ، نگرشهای سیاسی ، آشنایی با بودجه نویسی و مباحث مالی و بسیاری از موارد دیگر در چهار دوره شورای شهر تا کنون نتوانسته است افق روشنی از تاثیر مدیریت های محلی را در محدوده ای به نام شهر نمایان سازد .
این مهم دلایل مختلفی دارد که به اجمال به آن میپردازم .
_ عدم مشارکت حداکثری و مناسب مردم شهر تنکابن در انتخابات شوراها
_ برنامه محور نبودن شوراها و عدم انسجام فکری مناسب
_ علاقه مندی بخش عمده ای از منتخبین به نفوذ بر شهردار انتخابی ، عوامل اجرایی و پرسنل
_ حمایت گسترده برخی از اعضای شوراهای شهر از تخلفات ساختمانی و بسیاری از این دست موارد به جهت حفظ آرا و گاها عوام فریبی
_ بلاتکلیفی برخی از اعضا پس از انتخاب و ارضاء امیالی چون جایگاه ، عنوان و…..
_ آشنا نبودن برخی از منتخبین با برنامه های نوین مدیریت شهری و عدم اعتقاد و اعتماد به تفکرات ارایه دهنده آن
_ عدم برگزاری مرتب جلسات علنی به جهت آگاه نشدن افکار عمومی مردم از توان و نگاه منتخبین به شهر و آینده آن
_ تضعیف کمیسیونهای تخصصی با عدم استقبال از تصمیمات متخصصین
_ عدم به کارگیری مشاوران ذیصلاح
و…..
۳.با نهایت احترام به تمام شهرداران انتخاب گشته در چهار دوره شورای شهر تنکابن باید اقرار نمود ، نادر نفراتی چهره یک شهردار واقعی را داشته اند تا ضمن ارتقاء مدیریت شهری و ارایه خدمات مناسب به شهروندان موجبات افزایش نگاه پرسنل و ارتقاء آنان گشته باشند .
مدیریت ، گسترش افق دید همکاران و پرسنل یک سازمان است تا فراسوی بسیاری از محدودیتها را دیده و بتواند به عنوان یک بازوی کارآمد علمی و عملی در مدیریت شهری موثر باشد .
سکوت سازمانی در شهرداری کاملا قابل احساس و این امر موجب کاهش کارآمدی پرسنلی گشته است .
عدم جذب پرسنل ، متناسب با نیاز واحدها ، نگرانی جابجایی افراد را افزایش داده و نبود امنیت شغلی مانع تعلق سازمانی گردیده است .
بخش قابل ملاحظه ای از پرسنل نیز تنها براساس روابطشان با اعضای شوراها در چهار دوره جذب گشته اند و این امر علاوه بر وارد کردن بار مالی چند صد میلیون تومانی ماهانه بر پیکره ضعیف شهرداری مانع خدمت رسانی مناسب به سبب عدم تخصص لازم در واحد مربوطه شده است .
به هر روی روزمرگی شهرداران به سبب دغدغه پرداخت حقوق پرسنل و عدم در آمدهای پایدار شهرداری موجب تراکم فروشی ، شهر فروشی و نابودی آن گشته است و تخلفات با جریمه جنبه قانونی پیدا کرده اند و شهرداری که منابع مالی آن پول ناسالم باشد حتما و قطعا قادر نخواهد بود خدمت رسان مناسبی باشد .

افزایش تخلفات ساختمانی در انواع مختلف ، هدایت آنها به کمیسیون های ماده ۱۰۰ خود گویای نبود عزم شهرداری برای جلوگیری از این روند است . حال آنکه با اتخاذ تصمیمات مناسب میتوان علاوه بر تضمین سود بیشتر سازندگان ، سازه هایی را با استاندارد هایی بهتر و معماری مناسبتر به خریداران واگذار نمود .
۴. انتخابات تنها چند روز یا چند ماه نیست . بلکه همراهی و پاسخ طلبی مستمر مورد نیاز است . پس از برگزاری انتخابات شوراها معمولا تمام علاقه مندان به خدمترسانی شهری ، منتقدین ، نامزدان دوره ای و …. از مباحث گوناگون شهری کاملا دور شده و با نزدیک شدن انتخابات سیل عظیمی از انتقادات ، مقالات ، مطالبات و پیشنهادات ارایه میشود . این موضوع در دوره های مختلف حادث گردیده و تنها تصویر ساز هیجان ورود به یک عرصه میباشد که گاها با بی اخلاقی هایی نیز همراه است .
اگر به دنبال رفع مشکل هستیم . اگر متذکر میشویم که تغییرات ملموس نیست و روندی دیده نمیشود باید بیشتر پیگیر بود و در صحنه حضور داشت .
پیشنهاد مستمر بنده در این سه سال تشکیل دپارتمان مردمی است . دپارتمانی که با ایجاد یک دبیرخانه قدرتمند مدیران ، شهردار منتخبین و ….را هر ماه بر صندلی های صداقت بنشاند و مرتب پرسش مطرح نموده و مطالبات مردمی را پیگیری نماید . با این وجود هیچ مدیر و منتخب کم توانی قادر به ادامه نخواهد بود و قطعا استعفا خواهد داد . عرصه های خدمت شهری میدانی برای تنبلی و تن آسایی نیست و باید افراد ضعیف را به نتیجه ترک این میدان رسانید .
متاسفانه امنا ، پیشکستوتان ، معتمدین و متخصصین شهر ما اندکی کم توجهی به این موضوع دارند که امیدوارم در سنوات آتی شاهد تشکیل این کارگروه و دپارتمان شهری باشیم .
۵. در سالهای اخیر عدم ارایه خدمت مناسب به شهروندان موجب یاس و نا امیدی گشته و این امر عدم مشارکت مناسب را به همراه داشته است . در صورت مشارکت گسترده تر قطعا انتخابهای مناسبتری صورت خواهد پذیرفت .
بنابراین نباید مایوس و نا امید گشت و تا اصلاح نهایی باید مرتب در صحنه حضور داشت . ما شهروند این شهر هستیم و با عدم مشارکت ، نمیتوانیم شاهد تغییرات مناسب باشیم .
۶. شهرداری باید نهادی باشد که در حوزه های گوناگون مدیریت اعمال نماید .
. مدیریت رسانه ای
. مدیریت ساختمانها و معماری سازه ها
. مدیریت خدمات شهری و زیست محیطی
. مدیریت خدمات فرهنگی و هنری
. مدیریت فضاهای شهری اعم از فضای سبز ، جداره ها ، دیواره ها و سیما و منظر شهری
. مدیریت ترافیکی و حمل و نقل
و….
نیک واضح و آشکار است که در این مباحث نیز شهرداری تنکابن به شدت ضعیف بوده است که این معلول ، علت هایی است که در بالا ذکر گردید .
۷.برنامه ریزی استراتژیک شاید یک برنامه ریزی بلند مدت باشد اما به جهت هدفمند بودن و تعیین افق میتواند موثر و موفق باشد .
_ ایجاد ماموریت
_ تدوین چشم انداز
_ نگاشتن استراتژی
_ اتخاذ سیاست گذاری های اجرایی
_ ارایه پروگرام و برنامه
_ انجام پروژه و روند اجرایی
بر اساس شناخت نقاط ضعف و قوت و بررسی فرصتها و تهدیدها ( SWOT) قطعا میتواند چاره ساز باشد و اولویت های شهری را استخراج ، تدوین و تالیف نماید .
بخش عمده ای از موارد فوق در ادوار مختلف ارایه گشته است که متاسفانه به جهت آنکه دغدغه عمومی منتخبین نبوده یا مصوب نشده است و یا نسبت به آن بی اعتنایی صورت پذیرفته است .
باری ، حرف بسیار و کار صورت پذیرفته اندک است . امیدوارم قبل از هر ورود ، اندیشه ها امکان ارایه داشته باشند تا نفرات همسوتر برای آبادانی شهر شناسایی شوند و مردم بدور از هر گونه تفکر فردی و قومی بر اساس صلاح عمومی و منافع شهری ، انتخاب شایسته تری را انجام دهند و امیدوار هستم تا برخی از افراد به خاطر منافع شخصی خود ؛ رای جمعی را برای منافع شخصی خود به سمتی خاص سوق ندهند .
به امید شهسواری آباد
علیرضا فلاحتکار. ۱۳۹۵.۸.۲۵

مشکلات امروز شهرها و کشور ما کدام است ؟ برنامه ریزی یا برنامه پذیری؟؟

2016-11-04_23-45-38
برنامه ریزی
برنامه پذیری
مشکلات امروز شهرها و کشور ما کدام یک از موارد فوق است ❓
✍ : علیرضا فلاحتکار

قبل از آنکه به واکاوی این پرسش برآیم و پاسخی را برای آن ارایه کنم ، مقدماتی را درقالب تعاریفی ساده از دو مفهوم برنامه ریزی و برنامه پذیری خدمت گرامی شما بزرگواران ارایه مینمایم .
برنامه ریزی :
برنامه ریزی فرایندی منظم ، مداوم ، حساب شده ، منطقی ،جهت دار و آینده نگر به منظور هدایت فعالیتهای جمعی برای رسیدن به اهدف مطلوب است . این فرآیند _برنامه‌ریزی _ باید مداومت و استمرار داشته باشد و پیوسته و بصورت دائم به روز گردد .
☑️مزایای برنامه‌ریزی :
_تدوین چشم انداز
_افزایش احتمال تحقق اهداف سازمان
_ایجاد فرصتِ
_به کارگیری استراتژی
_به کارگیری نیروهای متخصص
_ اجرای منظم تصمیم‌ها
_صرفه اقتصادی
_سیاستگذاری های اجرایی مناسب
_انطباق با شرایط متغیر محیطی _استفاده صحیح از منابع
_فراهم شدن ابزارهای کنترل
_امکان سنجش میزان پیشرفت
_آگاهی کارکنان از اهداف سازمان و نقش خود
_تقویت کار گروهی
_اعتلای سازمانی
_امکان ارزیابی مدیریت
و…..
برنامه پذیری :
برنامه پذیری ، پذیرفتن مجموعه فرآیندی به نام برنامه است که معمولا توسط تیمی مشاور به سازمان ، شهر استان یا کشوری ارایه میگردد .
این امر رفتاری ضروری است که در جهت پیشبرد اهداف ، الزام اجرایی دارد . اگر تیمی که فرآیند برنامه ریزی را انجام داده است به تمامی نیازها و اولویت های منطقه ای بصورت جامع پرداخته باشد قطعا پذیرش و اقدام برای اجرای آن میتواند کلیه اهداف مدیریتی را محقق سازد .
با نگاهی ساده به سیلابستهای آموزشی دانشگاه های جهان در میابیم که اکثر سرفصلهای درسی و عناوین آکادمیک تقریبا یکسان است حتی برخی از کتابهای مرجع ، ترجمه گشته و در دانشگاه های ما نیز تدریس میشوند .
سوالی که اینجا به وجود می آید این است :
چرا و به چه علت نتایج خروجی از دانشگاه ها متفاوت است ؟
به چه علت مباحث نظری نتوانسته است در تحقق اهداف سازمانها ، شهرها و کشور ما عملیاتی گردند؟
همانگونه که استحظار دارید امروزه اکثر مدیران ، نمایندگان و منتخبین شهرها و روستاها دارای تحصیلات دانشگاهی هستند . البته این که به چه اندازه سواد دانشگاهی موجبات تغییر توانمندیهای فردی افراد گشته است خود مستلزم بررسی سابقه تحصیلی افراد است اما آنچه بسیار جالب و شگفت انگیز است ، اقرار به نامطلوب بودن شرایط محیطی ، شهری و…. توسط مدیران و منتخبین است . این بدان معنا است که افراد با دانش بر شرایط موجود بدوا اعلام مینمایند که مشکلات را احصا و دسته بندی نموده اند و پس از قبول مسئولیت نیز در ادامه از همان مشکلات اولیه صحبت به میان می آورند و در حقیقت در یک بازه زمانی به دلیل آشنا نبودن با برنامه ریزی ، خود را محور تصمیم گیری ها قرار داده و با عدم جذب مشاوران ذیصلاح اصرار به اختراع چرخ از ابتدا دارند . اینگونه از افراد با جهالت به شرایط موجود و حسادت زاییده شده از آن یا با برنامه ریزی در جنگ و تضاد هستند و یا با افرادی که توانایی اجرای آن را دارند مبارزه میکنند . گرچه امروزه پوپولیسم حاکم بر افکار عمومی و عوام فریبی مردم ، لایه های پنهان چهره این افراد را کمی در هاله ابهام قرار داده است اما قطعا زمان معیار مناسبی برای شناخت این تفکرات از طرف مردم است . ضرورت برنامه پذیری ، اصلی واجب برای تحقق اهداف است . یکی از راهکارهای مناسب برای انتخاب مدیران و منتخبین اخذ برنامه مکتوب در زمان انتصاب و انتخاب است . با این رویکرد اولا افراد فاقد برنامه شهامت حضور برای قبول مسئولیت را پیدا نخواهند کرد تا پس از گذشت چند سال پاسخی را برای مردم نداشته باشند و یا افراد دارای طرح و برنامه با معرفی اهداف ، امکان ارزیابی خود را در پایان دوره فعالیتی به مردم خواهند داد .
زمان برای عوام فریبی و عقب نگاه داشتن شهرهای کشور به پایان رسیده است و ایران فردا و آینده فرزندان این سرزمین نیازمند حضور مردان و زنانی نیک سیرت ، صادق ، هدفمند ، وطن پرست ، با برنامه ، متخصص و عاشق است .
علیرضا فلاحتکار. ۱۳۹۵.۸.۱۴
telegram.me/alireza_falahatkar

مدیریت سنتی شهرها را خواهد کشت

” مدیریت سنتی شهرها را خواهد کشت ”
قبل از آنکه در خصوص اثرات منفی مدیریتهای سنتی بر شهرها بحثی را مطرح نمایم شایسته میبینم تا مقدماتی در مورد تعریف شهر ، شهرنشینی ، تاریخ شهرنشینی و اثرات متقابل انسان بر شهر و شهر بر جامعه داشته باشم.
تعاریف متفاوتی در ادوار گوناگون پیرامون واژه ای به نام شهر صورت گرفته است . برخی از مورخان شهر را دارای پیشینه ای بیش از هفت هزار سال میدانند . آنان آغاز شکل گیری شهرها را اندکی بعد از انقلاب نوسنگی و با تغییر تدریجی جمعیت های روستایی میدانند که در منطقه خاورمیانه ظاهر گشته بود. آنچه مسلم و مشخص است علاقه انسان به زندگی اجتماعی و نیازمندی و الزام روابط اقتصادی در گسترش شهرها تاثیر بسزایی داشته است . تعاریف متفاوتی از منظر جامعه شناسان ، جغرافیا دانان ، مورخان و شهرسازان پیرامون عنوان شهر مطرح گشته است .پس از گذار از عصر کشاورزی ، انقلاب صنعتی به عنوان محرک و عاملی نیرومند با ایجاد نهادهای اداری ، اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی بر ساختار کلی شهرها گذاشت . در ایران فعلی شهر ، محلی است با حدود قانونی که در محدوده جغرافیای بخش ، واقع شده است و از نظر بافت ساختمانی ، اشتغال و سایر عوامل دارای سیمایی با ویژگیهای خود بوده ؛ به طوری که اکثریت ساکنان دائمی آن در مشاغل کسب ، تجارت ، صنعت ، خدمات و فعالیتهای اداری اشتغال داشته و در زمینه خدمات شهری از خودکفایی نسبی ، برخوردار و کانون مبادلات اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی حوزه جذب و نفوذ پیرامون خود بوده و حداقل دارای ده هزار نفر جمعیت باشد.
پس از انتخاب انسانها برای زندگی در محیطی به نام شهر الزامات و خواسته هایی از آنان برای زندگی مناسبتر صورت پذیرفت . شهر ها علاوه بر ، برآورده ساختن روابط اجتماعی و اقتصادی ساکنین خود باید پاسخگوی خواسته های فرهنگی ، روانی و احساسی آنان نیز میبودند . مهندسی شهرسازی ، برنامه ریزی و طراحی شهری بی آنکه روال نظری و آکادمیک خود را طی کند باید بین انسان ، محیط و فعالیت های آنان ارتباط مفید و موثری را بوجود می آورد تا علاوه بر بهبود اوضاع اقتصادی موجبات ارتقاء کیفیت زندگی انسانی را نیز فراهم مینمود.
شهرها مرتب در حال تغییر و خواسته ها نیز هر روز به فراخور پیشرفت متغیر میگشت . با نگاهی به شهرهای تاریخی دنیا نیک در میابیم که معماری جایگاه رفیعی در طراحی شهرها داشته است و مدیریت شهرها همواره به سیما ، جداره ، نما ، المانها ، منظر ، فضاهای شهری ، باغ ها و بستانها ، ساختمانها ، میادین و… داشته است . شهرها باید نمونه ای مناسب از شهرنشینی و مدنیت برای زندگی بشری باشند تا بتوانند انسانها را در سایه فعالیت هایشان به ارتقا مناسب برسانند.
شهر یک موجود زنده است که علاوه بر برطرف ساختن نیازهای مادی و معنوی انسانها مرتب در حال تغییر و نو شدن است و برای آنکه بتوانند بر ساکنین خویش تاثیر گذار باشد نیازمند سلامت ، نشاط و پوست اندازی میباشد .
با بیان این مسئله و ذکر این پیشگفتار به موضوع اصلی این نوشتار میپردازیم .
مدیریت شهری :
اگر شهرها را محلی برای تجمع و تمرکز جمعیتی بدانیم قطعا شهرها عمده ترین مکان تحقق نقشهایی اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی در کشور خواهند بود . بنابراین مدیریت شهری با توجه به ساختارهای مذکور تعاریف متفاوتی خواهد داشت . ارایه خدمات شهری مناسب میتواند احساس تعلق خاطر شهروندان به شهر را افزایش داده و این امر خود میتواند سبب افزایش مشارکت های شهروندان گردیده و رشد اقتصادی و تثبیت شرایط سیاسی را در بر داشته باشد . از طرفی دیگر عدم خدمت رسانی مناسب ، عدم شفافیت و صداقت باعث رکود اقتصادی ، کاهش مراودات شهری ، افزایش نارضایتی های سیاسی و اجتماعی و ازدیاد فقر ، بیکاری و تخریب های زیست محیطی خواهد گشت . بنابراین مدیریت شهری مدیریتی است که مجموعه ای از علوم انسانی ، اجتماعی و اقتصادی را در بر میگیرد تا با برنامه ریزی ، سازماندهی ، انسجام ، بسیج منابع و امکانات ، هدایت و نظارت مناسب بهترین و بالاترین راندمان را به نحوی که منافع مادی و معنوی مردم ، تامین گردد ؛ بوجود آورد.
مدیریت شهری باید موجبات ارتقاء کار و زندگی تمامی اقشار جامعه را فراهم آورد و توسعه اقتصادی و اجتماعی را بصورت پایدار موجب شود و از محیط کالبدی شهر صیانت و حفاظت نماید . مدیریت شهری باید توسعه راهبردی شهری (CDS) را اجرایی نموده و با توجه به نقاط ضعف ، قوت ، فرصت و تهدیدها(SWOT) ؛ اولویت های شهر را احصا کرده و بر اساس اسناد بالادستی آنها را اجرایی نماید . تقویت مزایای رقابتی و تولید برندینگ شهری میتواند آثار مثبت اقتصادی را برای شهر و شهروندانش بوجود آورد .
برندینگ شهری هم میتواند جنبه کالبدی داشته باشد و هم میتواند بصورت یک برند رفتاری یا کالایی باشد . بنابراین باید به اصل انتخاب مدیران و نمایندگان در پارلمانهای شهری نگاهی ویژه ، تخصصی و غیر جناحی داشت و تابع احساسات ، قوم گرایی و تعصبات منطقه ای نبود . برای آنکه بتوان زیر ساختهای مناسب جهت عملکرد های کارآمد شهری را فراهم آورد باید توسعه منابع انسانی را در دستور کار قرار داد . بهره وری ، بهبود استانداردهای شهری ، افزایش فعالیتهای تاثیرگذار ، تقویت بخش خصوصی ، ایجاد اشتغال ، امنیت ، سلامت روانی و رفاه اجتماعی نیازمند برنامه ریزی استراتژیک است . در برنامه ریزی استراتژیک برای شهر بدوا ماموریتی تعریف میشود . چشم انداز ، استراتژی ، سیاست گذاری های اجرایی ، تدوین برنامه و اجرایی ساختن پروژه های شهری مراحل مختلفی از یک برنامه ریزی استراتژیک است .
حال اگر شهر را موجودی زنده تصور کنیم که رشد میکند ، بزرگ میشود و انتظار شهروندانش نیز هر روز تغییر نموده و ارتقاء می یابد چه شخصی یا چه نیروهایی میتوانند به این خواسته ها پاسخ مناسب بدهند ؟
آیا مدیریت سنتی و نگاه غیر علمی که اساسا با موضوعات یادشده ارتباطی ندارند میتواند خواسته های شهروندان را اجرایی نماید ؟
دنیا به سرعت در حال تغییر ، رشد و توسعه است . برای آنکه بتوان در این مسیر حرکت نمود نیازمند اجرای آموخته های آکادمیک و به خدمت گرفتن علم ، دانش و تخصص هستیم . مدیریت شهری دیگر نمیتواند بر اساس تجربه ادعای خدمت رسانی مناسب به شهروندان را داشته باشد و در صورت اصرار بر این اعتقاد اشتباه علاوه بر اتلاف وقت شهروندان و از بین بردن فرصتهای رشد و توسعه شهری ؛ اعتماد اجتماعی را نیز از بین خواهد برد و این امر موجب کاهش مشارکت های مردمی خواهد گشت . مدیریت شهری نیازمند توانمند سازی بازوهای علمی و عملی در سازمان خود میباشد . در کنار به کار گیری دانش آموختگان و متخصصان علمی برای تهیه طرح ها و برنامه های شهری ، نیاز مند نیروها انسانی کارآمد به عنوان بازوهای عملی و اجرایی در شهرها هستیم . مدیران سنتی به هیچ وجه قادر به اعتلا و ارتقاء سازمانی خود نیستند و نمی توانند در تقویت نگاه سازمانی کارآمد باشند .
اگر امروز در حوزه مدیریت شهری مشکلات فراوانی را مشاهده میکنیم ، اگر امروز جایگاه مدیریت شهری آنقدر تنزل پیدا کرده است که هر شخصی و با هر نگاهی علاقه مند به حضور در آن است ، اگر رانت اداری و سیستمی هنوز از بین نرفته است ، اگر تسلط و نفوذ بر پرسنل مورد علاقه است ، اگر سکوت سازمانی در سیستم مدیریت شهری مستقر شده است ، باید گفت این سیستم از مدیریت شهرها را خواهند کشت . مدیران سنتی در مقابل تغییر مقاومت میکنند و خود مانعی برای پیشرفت میشوند .
مدیریت شهری ، مدیریتی پویا و علمی است که با گسترش افق دید کارکنان و شهروندان ؛ موجبات پیشرفت و گسترش شهر را فراهم کرده و با افزایش مشارکتهای مردمی ، شهروندانی مسئول و قانونمند را در خود جای خواهد داد.
اگر در پی احیا و زنده ساختن شهرهایمان هستیم تنها راه ممکن افزایش مشارکتهای اجتماعی برای انتخابهایی تخصصی ، علمی و آگاهانه است . مردم هر شهر با انتخابهایی درست میتوانند گامی مناسب در راستای ساختن شهری آبادتر را بر دارند .

باهوشترین فارغ التحصیلان دنیا از کدام کشورها هستند؟

باهوش‌ترین فارغ‌التحصیلان دنیا از کدام کشور‌ها هستند؟
سازمان همکاری و توسعه اقتصادی در تحقیقی ۳۵ کشور را معرفی کرد که فارغ‌التحصیلان باهوش‌تری دارند و عملکرد بهتری از خود نشان می‌دهند.
به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری آنا، به نقل از ایندپندنت، اگر چه آمریکا و انگلستان بخش زیادی از لیست دانشگاه‌های برتر دنیا را از آن خود کردند، اما تحقیق سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) در مورد مهارت‌های سواد‌آموزی پیشرفته در میان فارغ‌التحصیلان و عملکرد آن‌ها نشان داد که باهوش‌ترین فارغ‌التحصیلان دنیا متعلق به آمریکا و انگلیس نیستند.در این تحقیق طیف وسیعی از فاکتورها مثل شهرت و کارهای پژوهشی و… مدنظر قرار داده شد.( OECD )گزارش ۳۵ کشور را بر اساس بهترین عملکرد فارغ‌التحصیلان بررسی کرد ، که انگلیس و آمریکا به ترتیب در رتبه‌های ۸ و ۹ قرار گرفتند.بر اساس این گزارش باهوش‌ترین فارغ‌التحصیلان، متعلق به ژاپن بود .
فنلاند، هلند، استرالیا و نروژ نیز در رتبه‌های دوم تا پنجم قرار گرفتند.
رتبه کشورها :۱. ژاپن ۲. فنلاند ۳. هلند ۴. استرالیا ۵.نروژ ۶. بلژیک ۷. نیوزلند ۸. انگلستان ۹. آمریکا ۱۰. جمهوری چک

مواد غذایی مناسب برای رشد مغز کودکان

مواد غذایی مناسب برای رشد مغز کودکان
برای اینکه مغز از سطح عملکرد مطلوب برخوردار باشد نیازمند ترکیبی از کربروهیدارت‌های پیچیده، پروتئین بدون چربی، آنتی اکسیدان‌ها، اسیدهای چرب، و ویتامین‌ها است. برخی مواد غذایی می‌توانند به بهبود عملکرد مغز به ویژه در کودکان که روند رشد مغزی خود را تجربه می‌کنند و باید در کلاس‌های درس حاضر شوند، کمک کنند. در ادامه بیشتر با آن‌ها آشنا می‌شویم.
گردو
شکل ظاهری گردو یک نسخه کوچک از مغز را تداعی می‌کند. بر همین اساس، منطقی است که این مغز خوراکی سرشار از اسیدهای چرب امگا-۳ و پروتئین به تقویت مغز و بهبود سلامت آن کمک کند.
غلات کامل (سبوس دار)
غلات سبوس دار مانند گندم، جو، جو دو سر، چاودار و ارزن دارای چند چیز مشترک بسیار مهم هستند. نخست، آن‌ها کربوهیدارت‌های حاوی قند گلوکز با روند کند انتشار هستند که سوخت بدن را تامین کرده و به مغز قدرت می‌بخشند. دوم، غلات سبوس دار منبعی غنی از فیبر محلول هستند که کلسترول را کاهش داده و همچنین خطر آسیب‌های مغزی مانند سکته را کاهش می‌دهند.
تخم مرغ
تخم مرغ منبعی سرشار از اسیدهای چرب امگا-۳ است که می‌تواند انرژی مورد نیاز صبحگاهی شما را تامین کرده و پشتیبانی برای فعالیت‌های مغزی باشد.
ماهی چرب
ماهی‌های چرب مانند سالمون، شاه ماهی، ساردین، خال مخالی، و تن نه تنها منبع خوبی از پروتئین محسوب می‌شوند، بلکه سرشار از اسیدهای چرب امگا-۳ نیز هستند که برای عملکرد درست مغز و سیستم عصبی نیاز است و می‌توانند دیسلکسیا و دیگر اختلالات کمبود تمرکز را کاهش دهند.
کره بادام زمینی
پیش از یک مطالعه طولانی مدت، پروتئین موجود در کره بادام زمینی می‌تواند احساس سیری را در فرد ایجاد کرده، انرژی را در سطح بالا حفظ کند و سطح قند خون را پایدار نگه دارد. بر همین اساس، طی مدت زمان برگزاری امتحان خود سقوط ناگهانی انرژی را تجربه نخواهید کرد.
توت‌ها
بلوبری سرشار از آنتی اکسیدان‌ها (از قبیل ویتامین E، که از رگ‌های خونی و مغز در برابر آثار خطرناک رادیکال‌های آزاد و فقدان‌شناختی مرتبط با سن محافظت می‌کند) است، و همچنین ظرفیت یادگیری، حافظه و مهارت‌های حرکتی را بهبود می‌بخشد.
شکلات تلخ
شکلات تلخ سرشار از آنتی اکسیدان‌ها، مواد شیمیایی که از مغز در برابر آسیب رادیکال‌های آزاد محافظت می‌کند و جریان خون به سمت مغز را بهبود می‌بخشند، است و بر همین اساس، تمرکز و عملکرد حافظه را بهبود می‌بخشد.
مغزهای خوراکی و دانه‌ها
مغزهای خوراکی و دانه‌ها فواید بسیاری را برای بهبود عملکرد مغز فرزند شما ارائه می‌کنند. به عنوان مثال، آن‌ها سرشار از ویتامین B۶، یک عامل ضروری دوپامین و سروتونین، هستند که ارتباطات نورونی را بهبود می‌بخشد. ترکیبی از مغزهای خوراکی و دانه‌ها حاوی اسید فولیک نیز است که حافظه و تمرکز را تقویت می‌کند، در شرایطی که از بروز بیماری آلزایمر جلوگیری می‌کند.
سبزیجات
سبزیجاتی با پوست تیره، به ویژه چغندر، حاوی آنتی اکسیدان‌های قدرتمند با قابلیت مبارزه با بیماری‌ها هستند که مغز را سالم و قوی نگه می‌دارند.
چای سبز
چای سبز یک نوشیدنی گرم فوق العاده برای آغاز روز است زیرا تجمع رسوب پلاک – فراوانی آن می‌تواند به شکل گیری بیماری آلزایمر منجر شود – در مغز را کاهش می‌دهد.

منبع : سلامت نیوز
@falahatkar1398

اهمیت محیط زیست و توسعه پایدار . حفاظت، تامین نیازها و توسعه

img_20161017_225531
اهمیت محیط زیست و توسعه پایدار
حفاظت ، تامین نیازها و توسعه
روند سریع صنعتی شدن پس از عصر کشاورزی ، افزایش جمعیت جامعه جهانی و تغییر در نحوه زندگی مردم با تحول الگوی مصرف در چند دهه اخیر بسیاری از اکوسیستم های طبیعی در سراسر کره زمین را با تهدید و تخریب روبرو ساخته است . بشر امروز برای دست یابی به منافع مادی و زودهنگام خود ، با نابودی و تحت فشار قرار دادن عرصه های طبیعی به دنبال بهره وری بیشتر از سرمایه گذاری های اقتصادی بوده است . کاهش عرصه های زیستی و نابودی گونه های گیاهی و جانوری ضربات جبران ناپذیری را در چرخه اکولوژیکی بوجود آورده است .
قطعا بخش عمده ای از اقدامات انسانها به علت عدم آگاهی از مخاطراتی است که در آینده دچار آنها خواهند شد . چالشی بزرگ با عنوان چگونه در آینده زندگی خواهیم نمود؟ پیش روی بشریت است . بنابراین ، این بی تفاوتی نسبت به طبیعت و محیطی که ما در آن زندگی میکنیم باید بسیار زودتر برطرف گردد تا با افزایش جمعیت و تحولات صنعتی قابلیت مدیریت و کنترل داشته باشد . عرصه های طبیعی به مانند ریه های انسانی قابلیت بازتولید و بازگشت به وضعیت پیشین خود را ندارند لذا ترک این تخریب بسیار لازم و واجب است .
توسعه پایدار:
توسعه پایدار عبارتست از حفظ ، بقاء و دوام کلیت زمین و هوا با توجه به تمامی اجزا آن برای تمامی جانداران و موجودات حال و آینده . در حقیقت توسعه پایدار بر بهره برداری از منابع محیطی و طبیعی با انطباق بر ظرفیت ها و توانهای موجود ، تکیه دارد . توسعه پایدار باید علاوه بر پاسخگویی به نیازهای کنونی جوامع بشری نیازهای نسلهای آتی را به مخاطره نیاندازد . بنابراین همانگونه که عرض نمودم توسعه پایدار در برگیرنده مردم ، روابط اجتماعی ، اجتماع ، ارتقاء کیفیت زندگی ، رشد اقتصادی ، عرصه های زیستی و محیط طبیعی است . در حقیقت توسعه پایدار محل تلاقی جامعه ، اقتصاد و محیط زیست است . از اواسط دهه ۱۹۸۰ میلادی الگویی برای توسعه نوین مطرح گشت و توسعه پایدار کاربرد وسیعی در برنامه ریزی های جهانی ، ملی ، منطقه ای و محلی پیدا نمود. دو کنفرانس بزرگ جهانی ، ریودوژانیرو برزیل در سال ۱۹۹۲ و ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی در سال ۲۰۰۲ اعلام نمودند هرگونه توسعه شهری و صنعتی باید به گونه ای صورت پذیرد که کمترین آسیب به سیستم های اکولوژیک وارد نشود . توسعه پایدار مخالف توسعه در ابعاد اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی نمی باشد بلکه به دنبال ارتقاء کیفیت و کمیت سطوح زندگی انسانی است . توسعه پایدار تلفیقی از توسعه ، حفاظت و صیانت است و بر تامین نیازهای اولیه زیستی انسانها و دستیابی به عدالت اجتماعی تکیه دارد . انسان علاوه بر آنکه شایسته زندگی سالم و مناسب است ، محور توسعه پایدار نیز میباشد لذا تخریب محیط زیست ، نابود کردن گونه های طبیعی ، گیاهی و جانوری ؛ نابودی زندگی بشری را در پی خواهد داشت و به قول توماس فریدمن، ستون نویس روزنامه نیویورک تایمز، «طبیعت» اهل سیاست نیست . فقط قوانین فیزیک ، زیست و شیمی را می‌داند و اگر این مردم مسیرشان را اصلاح نکنند ، تمام‌شان را نابود می‌کند.
اینجا وطن ما ایران است پس بیایید با حفظ محیط زیست و احترام به طبیعت در ساختن فرداهایی زیباتر برای آیندگان کنار هم باشیم .
علیرضا فلاحتکار. ۱۳۹۵ .۷.۲۶
telegram.me/alireza_falahatkar

آیا مغزهای بزرگ باهوش ترند؟

20161017_134731آیا مغزهای بزرگ باهوش ترند؟
آیا اندازه‌ی مغز شما ارتباطی به باهوش بودن شما دارد؟ بسیاری از دانشمندان رابطه‌ی میان ماده خاکستری یک شخص یا حیوان و مهارت های شناختی آنان را مورد بررسی قرار داده‌اند. بر طبق گزارش سازمان ملی سلامت، مغز انسان حاوی بیش از صد میلیارد نورون می باشد، اما پاسخ را باید از اعماق پیچیدگی و ناشناخته ها بیرون کشید.
به گزارش بیگ بنگ، دانشمندان هنوز بر سر تعریف ‘هوش’ به توافق جمعی نرسیده اند. تعریف IQ هر چه که باشد، چگونه آن را اندازه گیری می کنند؟ علاوه بر این، آیا تفاوت ها در IQ زندگی روزمره را تحت تاثیر قرار می دهد؟ و سرانجام، آیا بافت مغزی بیشتر یا مغز سنگین تر به معنای IQ بالاتر است؟ دانشمندان بر سر این موضوع توافق دارند: مغز بزرگ به تنهایی مساوی با با هوش تر بودن نیست. اگر اینطور بود، فیل ها و وال ها می بایست باهوش ترین موجودات روی زمین باشند. دانشمندان حجم مغز را با توجه به حجم بدن بررسی می کنند تا گمانه پردازی هایی در خصوص قابلیت های شناختی موجود زنده انجام دهند.
مغز یک فیل ۴۷۸۰ گرم است و قطعاً می تواند مغز انسان را در جنگ فیزیکی مغزها شکست دهد. در مقایسه با یک دهم درصد مغز فیل، مغز ما با وزن متوسط ۱۲۰۰ گرم در حدود ۲ درصد از وزن بدن ما را تشکیل می دهد. نانسی بریکمن، فارغ التحصیل و پژوهشگر دپارتمان آناتومی و انسان شناسی زیستی دانشگاه دوک خاطر نشان کرد: مطالعات حاکی از آن است که مغزهای نسبتا بزرگ در میان گونه های جانوری فرآهم آورنده ی برخی مهارت های شناختی پیچیده می باشد که از جمله آن مهارت ها می توان به راه حل های مبتکرانه برای مسائل اکولوژیکی، ترسیم پُر بازده منابع، بدست آوردن غذا و راهبردهای اجتماعی بسیار پیچیده اشاره کرد.مطالعات انجام شده توسط سارا بنسون-امرام از دانشگاه ویومینگ لارامی و همکارانش به یک سری داده های آزمایشی منجر شد که هوش حیوانات را به اندازه نسبی مغز آنها نسبت می دهد. در این مطالعه که به تاریخ ۲۵ ژانویه ۲۰۱۶ میلادی در مجله آکادمی ملی علوم آمریکا منتشر شد، محققان به ۱۴۰ گوشتخوار پستاندار نگهداری شده در باغ وحش( از ۳۹ گونه مختلف ) مسئله ای جهت حل ارائه کردند. حیوانات می بایست کشوی L شکلی را باز کرده و محتوای قرار داده شده در جعبه را بردارند. محققان در یافتند که خانواده خرس ها بهترین عملکرد را داشتند، در حالیکه دو گونه ی میمون پوزه دراز هرگز موفق به باز کردن جعبه نشدند. بعد از بررسی سایر عوامل که می توانست به بازکردن موفقیت آمیز جعبه ختم شود، محققان به این نتیجه رسیدند که اندازه‌ی مغز مهمترین عامل موفقیت در انجام این کار بوده است.
تفاوت ها در اندازه مغز میان یک گونه از جانداران مثل انسان ها نسبتا کوچک است و همین باعث دشوار شدن بررسی اثرات اندازه مغز و اثرات سایر عوامل می شود. برای مثال، تفاوت در هوش میان فردی با مغز ۱۱۰۰ گرمی و فردی با مغز ۱۴۰۰ گرمی سایر متغیرها را نیز درگیر می سازد، مثل تفاوت در چگالی نورون ها، سایر تفاوت های مغزی ساختاری و همچنین عوامل فرهنگی و اجتماعی.

آیا مغزهای بزرگ باهوش ترند؟

آلبرت اینشتین نابغه را در نظر بگیرید که مغزش زیاد بزرگتر از مغز متوسط انسان نبود. اما برخی دانشمندان بر این باورند که توانایی او در درک مفاهیم دشوار و انجام جهش های ذهنی ظاهرا ناممکن فراتر از شگفتی می باشد. احتمالا مغز اینشتین بسیار یکپارچه و منسجم بود، بطوریکه مسیرهای متعدد بعنوان عامل ارتباطی نواحی دور با یکدیگر ایفای نقش می کرد.بر اساس مطالعات اسکن مغزی کودکان، اندازه‌ی مغز هیچ ارتباطی با امتیازات کسب شده در آزمون های استاندارد هوش سنجی ندارد. مایکل مک دنیل، روانشناس سازمانی در دانشگاه ایالت ویرجینیا مدعی شده است که مغزهای بزرگتر مخصوص انسان های باهوش است. با این حال، بسیاری از دانشمندان با استدلال مک دنیل مخالفت می کنند. تحقیقات وی که در سال ۲۰۰۵ در مجله Intelligence (هوش) به چاپ رسید نشان می دهد که حجم مغز در تمامی گروههای سنی و جنسیتی با هوش ارتباط دارد.بر طبق تحقیقات انتشار یافته در سال ۲۰۰۶ میلادی، مردان از زنان باهوش ترند و این امر می تواند ناشی از مغز نسبتاً بزرگ مردان باشد، تفاوتی به میزان تقریبی صد گرم. دانشمند دیگری هم یک سری عوامل اجتماعی-فرهنگی را مطرح کرد که نتایج مبنی بر باهوش بودن مردان در مقایسه با زنان را بی اعتبار می سازد.
وزن متوسط مغز پریمات ها:
شامپانزه (میمون غارنشین) :
۰٫۷۷ پوند (۳۵۰ گرم)
گوریل کوهی
۰٫۹۵ پوند (۴۳۰ گرم)
میمون پوزه دار ماداگاسکار
۰٫۰۰۴ پوند (۲ گرم)
اندازه مغز سایر جانوران:
نهنگ عنبر
۱۷ پوند (۷٫۸۰۰ گرم)
والروس ( فیل دریایی )
۲٫۴ پوند (۱۱۰۰ گرم)
گربه اهلی
۰٫۰۶ پوند (۳۰ گرم)
اگر اندازه مغز ارتباطی با ابتکار، نوآوری و خلاقیت داشته باشد، باید پیوندی هم میان بیگ بنگ ذهن( پیدایش ابزارهای استخوانی و نقاشی های درون غارها که ۵۰ هزار تا ۷۰ هزار سال پیش روی دادند) و ظهور مغزهای امروزی وجود داشته باشد.

منبع : بیگ بنگ