KDV در شهرستان تنکابن به روزهای اجرایی نزدیک میشود

تکنیک KDV به عنوان فناوری نوین شرکت آلفا کات آلمان با محوریت و نمایندگی انحصاری شرکت سازادژ جهت تبدیل زباله به انرژی در تنکابن به توافق نهایی نزدیک میشود.

یکی از فناوریهای نوین و موفق مدیریت پسماند در دنیا امروز فناوری KDV از شرکت آلفا کات آلمان است.همانگونه که استحظار دارید در رویکردهای فنی و تکنیکال دانش های گوناگون موجب ارایه راهکارهای متنوعی برای مدیریت پسماند در دنیا بوده است.یکی از موفق ترین و پیش رو ترین شرکتها در بحث مدیریت پسماندها شرکت آلفا کات آلمان است. پروفسور کریستین کخ صاحب امتیاز تکنولوژی KDV توانسته است با راهکاری مناسب و برگرفته از طبیعت قلب تپنده ای برای کارخانه ای که زباله را بدون هیچ آلودگی،بو،دود،شیرابه و… به انرژی و سوخت تبدیل مینماید؛بسازد.
شهرستان تنکابن در سالهای اخیر به دنبال بکارگیری تکنولوژی مناسب جهت مدیریت زباله و پسماندهای خانگی بوده است و نهایتا در ماه های گذشته تفاهم نامه ای برای استقرار این مکانیسم در شهرستان با شرکت آلفاکات و نماینده انحصاری آن در خاورمیانه،شرکت سازادژ به امضا رسانید.
پروفسور کریستین کخ صاحب امتیاز کمپانی و پروفسور پائولو از مدیران ارشد این شرکت به همراه جناب آقای دکتر عطا آفرین سرمایه گذار و فاینانسر پروژه از شرکت سازادژ در شهرستان تنکابن حاضر گشتند و مقدمات یک پروژه یازده میلیون یورویی آغاز گشت.
مجوزات لازم جهت انجام این مهم از وزارت کشور،استانداری مازندران و سازمان محیط زیست ایران در حال اخذ میباشد.
مذاکرات نهایی نمودن این پروژه در مورخ (۱۳۹۶٫۱٫۱۵) با حضور معاون عمرانی استاندار مازندران،فرماندار شهرستان تنکابن،شهردار و نمایندگان شورای شهر تنکابن،رییس دفتر امورشهری استاندار،مشاوران پسماند استان،سرمایه گذار و تنی چند از همراهان در استانداری مازندران برگزار گردید.
در صورت نهایی شدن این پروژه و کسب مجوزات لازم،شهرستان تنکابن اولین منطقه ای در خاورمیانه خواهد بود که این تکنولوژی را به کار گرفته است.
مطالعات امکان سنجی،مالی،زیست محیطی و اجرایی پروژه انجام پذیرفته است.
امیدوار هستم با اجرایی شدن این پروژه گامی مناسب برای مدیریت پسماند در کشور برداشته شود و آغازی برای اجرا در شهرهای دیگر ایران باشیم.
به جرات میتوان گفت در حال حاضر حتی به اندازه انگشتان یک دست نیز تکنولوژی های نوین مدیریت پسماند در کشور اجرایی نشده است.
چرا و به چه علت در کشور ما دانش نمیتواند از نقطه الف به نقطه ب انتقال یابد نیز خود سوال بزرگی است.
امروزه هر اتفاقی باتلاش،برنامه،پشتکار،ایمان،خستگی ناپذیری و تیمی همدل و باهدف قابل تحقق است.
شایسته میبینم از مصوبات اعضای محترم شورای شهر شهسوار در جهت تحقق این هدف ،فرماندار شهرستان تنکابن به جهت پیگیری،نماینده محترم مجلس،اداره محیط زیست و منابع طبیعی،شهرداری شهسوار،استاندار و معاونت عمرانی استان مازندران،دفتر امور شهری استانداری،مشاوران پسماند و…. قدر دانی نمایم.
همچنین از سرمایه گذار محترم جناب آقای دکتر عطا آفرین و پیگیریهای آقای سهراب منصورکیا در این راستا کمال تشکر را دارم.
علیرضا فلاحتکار
عضو شورای شهر شهسوار ،مدیریت هماهنگی ،اجرایی پسماند و دبیرکارگروه توسعه پایدار شهرستان تنکابن
telegram.me/alireza_falahatkar

مدیریت امروز در کشور ما برای تحول، تغییراتی میخواهد

2017-04-01_17.25.25
مدیریت امروز در کشور ما برای تحول،
تغییراتی میخواهد .

“چارلز هندی می‌گوید:«مدیران امروز با سازمان‌ها و شرکتهایی سر و کار دارند که شباهتی به کارخانجات گذشته ندارند.»
یکی از ویژگی‌های اساسی کارخانجات جدید،شکل‌گیری آنها بر مبنای یادگیری است.
مدیران و کارگران،در این کارخانجات همواره در حال یادگیری بوده و مهارت‌های جدید کسب می‌کنند.چرا که قدرت هر کارخانه متناسب با میزان آموزش دائمی مدیران و کارگران آن است.
کارخانجات برای آنکه بتوانند خود را در محیط پرتلاطم اطراف خود حفظ کنند، می‌بایست از قالب‌های غیرپویا خارج و به سمت شرکتها و سازمانهای یادگیرنده متحول شوند یعنی در ساختار و اساس خود تغییرات عمیقی ایجاد کنند.
امروزه محیط به شدت در حال تغییر است و تغییرات مدیریتی،شهرسازی، تکنولوژیک، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی و…به سرعت همه چیز را تحت تأثیر قرار می‌دهند.
✳️ با توجه به مباحث فوق،شرایط لازم برای اجرایی کردن مدیریت تغییر،در سازمان ها ، شرکتها ،شهرها و کشور چگونه است ؟
باید:
_ از وضعیت موجود شناخت کاملی داشته باشیم.
_ وضعیت مطلوب را ترسیم کرده و مشخص نماییم.
_شکاف بین وضع موجود و وضع مطلوب برای مدیران مشخص باشد.
_ چشم انداز،استراتژی،سیاست گذاری اجرایی،برنامه و روند اجرا مشخص گردد.
براستی تا کنون به چه میزان در تحول و یادگیری نیروهای انسانی مجموعه خود همت گمارده ایم ؟
به چه میزان از توان واقعی کارمندان استفاده کرده ایم ؟
چرا و به چه علت هر کس پرتوان تراست،گوشه گیرتر میشود؟
آیا توسعه نیازی به منابع انسانی کارآمد ندارد؟
قرار است تا چه زمان تنها حرف زده و جلسات مان بدون خروجی باشد؟

درهمه سازمانهای یادگیرنده،تمامی اجزا به هم ربط و پیوندی عمیق دارند،به طوری که
«پیتر دراکر» این گونه سازمان‌ها را به ارکستری تشبیه می‌کند که هر کس ساز خود را می‌زند،
اما نکته مهم این است که تمامی نوازندگان عمیقاً تابع و مرتبط با رهبر ارکستر هستند و نتیجه کار، یک آهنگ موزون است.از ویژگی‌های دیگر سازمانهای یادگیرنده، روان بودن جریان اطلاعات می باشد.این روان بودن جریان اطلاعات، باعث افزایش دانش و رشد مدیریت نیروی کاری در مجموعه می‌شود.
با رشد دانش کارکنان ،کارمندان و کارگران، میزان هوش مجموعه افزون و بهره‌وری آنان ارتقاء می‌یابد،کارمندان به علت آموزش‌های مکرر و تفویض اختیاری که به آنها می‌شود، با ایجاد تیم‌های متعدد و انجام بحث‌های گروهی به ارتقای اطلاعات و توانمندی خود می‌پردازد.
اطلاعات به صورت باز جریان دارد و تمامی بخش‌ها با اطلاعات و توانمندی بالایی که به دست آورده‌اند در تعامل منطقی با یکدیگر قرار می‌گیرند.”
با چهار هدف در انتخابات سال نود ودو شورای شهر شهسوارشرکت نمودم و هدف چهارمم اعتلای سازمانی بود . هدفی که کمتر مورد اقبال قرار گرفت و علت آن هم عدم آشنایی مجموعه با این موضوع مهم بود .سکوت سازمانی به شدت بر سیستم حاکم گشته بود و سازمان را بیمار ساخته بود.
قدم اول برای آغاز تحول در شهرهایمان انتخاب تیمی است که تغییر را میخواهد ، شرایط را میشناسد و راهکار را میداند .
ما با تمام وجود به شهسوار مدرن می اندیشیم و یقین داریم این شهر با تیمی متخصص ، کاردان ، خلاق و سلامت ساخته خواهد شد .
#مهندسان_بازسازی_شهسوار در صورت کسب کرسی های حداکثری شرایط را به سمت بهبود تغییر خواهند داد.
قدم دوم،همت،تلاش،همراهی و مشارکت مردمی است که دغدغه شهرشان را دارند.
علیرضا فلاحتکار. ۱۳۹۶٫۱٫۱۱
telegram.me/alireza_falahatkar

مارادونا را رها کنید

” مارادونا را رها کنید ”
✍️علیرضا فلاحتکار

این روزها با نزدیک شدن به ایام انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا، بخش عمده ای از روشنفکران، جامعه تاثیرگذار، متخصصین و فعالان اجتماعی بیش از آنکه در تحولات منطقه خود نقش آفرینی کنند، بر روی اخبار و اتفاقات پایتخت متمرکز شده اند.
براستی انتخابات شورای شهر تهران چه تاثیراتی بر اتفاقات کلان در شهرهای مختلف کشور دارد؟
پیگری ثبت نام کنندگان و معرفی آنان چه مشکلی از سایر شهرها کم میکند؟
چرا و به چه علت کمتر به چگونگی انتخاب آگاهانه در مناطق خودمان میپردازیم؟
نقش افراد، احزاب، تشکل‌ها و فعالان اجتماعی در آینده مدیریت شهرهای ایران چیست؟
آیا بهتر نیست با بازی بهتر به خودمان گل نزنیم؟
telegram.me/alireza_falahatkar

حرف تازه پنج ساله شد…

حرف تازه پنج ساله شد

چهاردهم اسفند ماه یکهزار و سیصد و نود دو هجری شمسی مصادف با سالروز درگذشت بزرگمرد تاریخ ایران زمین ، دکتر محمد مصدق وبسایت شخصی اینجانب به آدرس :(www.falahatkar.ir ) با عنوان حرف تازه راه اندازی و بارگزاری گردید . قبل از آنکه پای به عرصه انتخابات شورای شهر بگذارم تصمیم گرفتم تا با راه اندازی این وبسایت فضایی را برای گفتگو و تبادل نظر با همشهریان و مردمم فراهم آورده و بتوانم از نقطه نظرات و راه کارهای پیشنهادی ، بهره مند گردم . گرچه کار و کسب نتیجه های مناسب در فضای سنتی سخت و دشواریهای بسیار دارد اما تلاش نمودم تا از طریق فضای موجود ، به ارایه نقطه نظرات و مباحث گوناگون پرداخته و در شفاف سازی مباحث موثر و مفید بوده باشم .
قطعا مشکلات بسیار و نقدها و کاستی ها نیز فراوان است اما با شرایط و زیرساختهای موجود تحولات آتی شهر مستلزم اتفاقاتی تازه تر است . تلاش خواهم نمود تا از این طریق فضای داخلی شورا ، شهرداری شهسوار و همچنین مدیریت شهری آن را بیشتر معرفی نمایم تا مردم بتوانند در انتخابات پیش رو با آگاهی مناسبتری شرکت نموده و امکان رشد و توسعه بیشتری را برای آینده شهرشان موجب گردند .
حرف تازه با حدود هشتصد هزار بازدید در چهار سال گذشته سال پنجم خود را آغاز مینماید و امیدوار هستم این آغاز ، شروع اتفاقات تازه تری باشد .
سپاس از اینکه با ارایه نقدها و نقطه نظرات سازنده تان موجبات پویایی بیشتری را بنده فراهم آوردید .
علیرضا فلاحتکار. ۱۳۹۵٫۱۲٫۱۴
www.falahatkar.ir ( حرف تازه )

Telegram.me/alireza_falahatkar

مجتمع آدینه تنکابن

2017-01-30_22.13.48
به نام خداوند جان و خرد
با درود و عرض ادب و و آرزوی سلامتی و سعادت برای یکایک شهروندان گرامی تنکابنی.
یکی از پیگیری های مستمر شهرداری و شورای اسلامی دوره چهارم تعیین وضعیت پروژه تجاری آدینه بوده است.
در طول سه سال گذشته جلسات، اقدامات و ابلاغات قانونی متعددی جهت بررسی، شفاف سازی، جلوگیری از تخلفات، توقف عملیات و مباحثی از این دست بابت پروژه آدینه صورت پذیرفت اما از آنجاییکه توافق نهایی صورت نگرفت نهایتاً هیات امنایی از طرف شورای سیاست گذاری ائمه جمعه کشور تعیین و برای گفتگو و تصمیم گیری انتخاب شدند.
در آخرین جلسه ای که با حضور دادستان محترم جناب آقای دکتر محسنی بندپی، اعضای هیات امنای مجتمع آدینه، اعضای شورای اسلامی شهر، شهردار تنکابن و به میزبانی معاون محترم استاندار و فرماندار ویژه شهرستان تنکابن جناب آقای سید امیر حسینی جو تشکیل گردید نیز توافقی صورت نپذیرفت و پس از آن شاهد ارائه مباحثی در فضاهای مجازی شهرستان بودیم که لازم دانستم توضیحاتی را برای آگاهی بیشتر افکار عمومی شهروندان ارایه نمایم.
اگر چه امروز باید این پرونده را در ماهیت فعلی آن رسیدگی نماییم اما لازم است تا مردم آگاه باشند تغییر کاربری زمین پروژه آدینه تنکابن از فضای سبز به تجاری با توجه به اصول شهرسازی خود یک تخلف بزرگ و جفایی آشکاری در حق شهروندان حال و آینده این منطقه بوده است.
اگر امروز افرادی تلاش به متهم نمودن جمعی دیگر بابت عدم پیگیری لازم برای وصول مطالبات و حقوق شهروندان هستند، دیروز خود پای این تغییر کاربری را امضا نموده اند. تغییر کاربری ها با پیشنهاد اعضای شوراهای اسلامی شهر به کمیسیون های تخصصی ماده ۵ ارسال میشود.
این تقاضا نقض حقوق شهروندان است. انجام امضای دیروز خیانت به اصول شهرسازی امروز و فردا است.

البته نگاه بنده به مباحث شهرسازی کاملا تخصصی و به دور از هرگونه حب و بغض میباشد همانطور که مخالف سرسخت نحوه عملکرد کمیسیونهای ماده صد و تخلفات دیگر شهری نیز هستم و اعتقاد دارم که هر مسئول و منتخبی باید کاملا در راستای این تخلفات آشکار و نقض حقوق شهروندان پاسخگو باشد. بنابراین باید بگویم روند اداری این پروژه از آغاز، تغییر کاربری و ساخت برایم بسیار سوال بر انگیز بوده است. این سطح تغییر کاربری که باید از مجراهای قانونی نظیر کمیته فنی، کمیسیون ماده پنج تا شورای عالی شهرسازی و معماری ایران بگذرد نیز حائز اهمیت و توجه است.
سرانه و مساحت فضای سبز شهری را هیچ قیمت و ساختاری نمیتوان جایگزین نمود. فعل اشتباهی صورت میپذیرد مسببین و همراهان باید پاسخ گو باشند نه متاخرین و منتخبین آینده.
جانمایی و انتخاب مکانی پروژه، عدم دسترسی مناسب با توجه به مباحث ترافیکی شهری، عدم توجیه مناسب در تراکم و سطح اشغال، تخلفات فراوان صورت پذیرفته، عدم انجام تعهدات به خریداران و شهروندان، عدم پرداخت حقوق قانونی شهرداری و … همه و همه تنها نشان دهنده توجه سازندگان به سودآوری شخصی در این پروژه بوده است.
برای آنکه بتوانیم موجبات شفاف سازی افکار عمومی را فراهم آوریم و اختلافات فی مابین شهرداری و مدیریت مجتمع در حال ساخت آدینه را نیز حل نماییم، چند سوال مطرح مینمایم و امیدوارم با احترام، منطق و نگاه فنی پاسخ را دریافت نمایم. پاسخ به این پرسشها بخش عمده ای از اختلافات را حل خواهد نمود.
اگر فرض را بر آن بگیریم که کلیه مراحل تغییر کاربری و … مسیر خود را کاملا درست طی نموده باشد:
۱٫ میزان تقاضای سرمایه گذار برای ساخت مجتمع به دایره ساختمانی شهرداری تنکابن چند متر مربع بوده است؟
۲٫ ضوابط و دستور نقشه بر اساس طرح تفضیلی و اعلام واحد ساختمانی شهرداری تنکابن چند متر مربع بوده است؟
۳٫ محاسبات واحد درآمد شهرداری تنکابن برای صدور پروانه قانونی این مجموعه چه عددی به ریال بوده است؟

بخش دوم سوالات بنده در خصوص تمکین به قوانین ساختمان و سازمان نظام مهندسی میباشد:
۴٫ آیا سیکل اداری و قانونی این پروژه در سازمان نظام مهندسی استان مازندران و دفتر نمایندگی شهرستان تنکابن صورت پذیرفته است؟
در صورت انجام اسناد آن منتشرگردد.
۵٫ آیا برای ساخت این مجتمع پروانه ساختمانی صادر گشته است؟
در صورت وجود انتشار یابد .
۶٫ آیا توافقات اولیه صورت پذیرفته در دوره سوم شورای اسلامی شهر تنکابن(۲۵ باب مغازه ، یک سینما ، ۱۳۰۰۰ متر زمین و…) محقق گشته است یا خیر؟

یکی از مواردی که هیات امنای مجتمع آدینه برآن پافشاری مینماید پرداخت مبلغ پنجاه میلیارد ریال بودجه دولتی به شهرداری تنکابن از جهت بدهی و دیون مجتمع میباشد که برای ساخت پل چهارم چشمه کیله صورت پذیرفته است.
۷٫ آیا دولت اساسا میتواند از اعتبارات ملی بخشی از بدهکاری یک سرمایه گذاری حقیقی یا حقوقی را پرداخت نماید؟

اگر چنین مسئله ای امکان وقوع داشته باشد ، سند معتبر ملی و دولتی آن را منتشر فرمایید .
پل چهارم چشمه کیله سالها مورد بحث و

بررسی بوده و جذب اعتبار ملی آن در راستای مصوبات سفر ریاست جمهوری صورت پذیرفته است. نکته مهم و حائز اهمیت در این خصوص ، انجام تشریفات اداری و قانونی جذب اعتبار است:
پس از تصویب، بودجه به ذیحسابی استان مازندران واریز گشته و مراحل قانونی انتشار فراخوان و انتخاب پیمانکار آن طی شده است. این اعتبار پنجاه میلیارد ریال بوده که پس از انتخاب پیمانکار حدودا دوازده میلیارد ریال آن بابت کسورات قانونی و دولتی نظیر بیمه و مالیات کسر شد. با افزایش قیمت مصالح در آن سال و عدم توانایی انجام پروژه مبلغ حدود دوازده میلیارد ریال دیگر آن نیز برگشت و به حساب دولت واریز شده است. اگر چنین پیش فرض اشتباهی نیز درست باشد چرا و به چه علت مبلغ واریز شده کسر گشته و برگشت میخورد.
با توجه به مطالب فوق هیچ تناسب معقول، منطقی و قانونی پیرامون موضوع مطروحه دیده نمیشود و تنها گمانی که میتوان برد آگاهی سرمایه گذاران از جذب و تصویب چنین اعتبار دولتی برای شهرستان در آن دوره بوده است.
در این پروژه حدودا تعداد چهارصد نفر از شهروندان و هموطنان محترم بصورت مشارکت، سرمایه گذاری نموده اند که تا کنون موفق به تحویل گرفتن مغازه‌های خود نگشته اند.
تاخیر در تحویل (حدودا دو تا سه سال) به خریدان، موجبات ضرر و زیان فراوان گشته است مضاف بر آنکه توافق بابت تحویل بیست و پنج باب مغازه به شهرداری و به انتخاب شهرداری نیز صورت نپذیرفته است و این موضوع خود محل اختلافی در آینده خواهد بود. عدم انجام هیچ کدام از تعهدات چه به شهرداری و شهروندان و چه به خریداران و سرمایه گذاران خود نمونه ای از عدم تعهد اخلاقی به طرف مقابل است. در چنین شرایطی سکوت امری پسندیده نیست و انتظار میرود تا حقوق واقعی و قانونی پرداخت شود. در پایان باید عرض نمایم در صورت عدم توافق و عدم وصول مطالبات تمکین به قانون و رعایت اصول اخلاقی بر طرفین واجب و لازم است.
علیرضا فلاحتکار. ۱۳۹۵٫۱۱٫۱۱
مسئول کمیسیون عمران و شهرسازی شورای اسلامی شهر تنکابن
telegram.me/alireza_falahatkar

پلاسکو درسی برای ایران البته اگر بیدار شویم!

پلاسکو درسی برای ایران
البته اگر بیدار شویم!
✍علیرضا فلاحتکار
۱۳۹۵/۱۱/۲

پلاسکو فرو ریخت.
شاید اولین تصویری که در ذهن هر بیننده این حادثه نقش بست، فرو ریختن برجهای دوقلوی نیویورک بود. حادثه یازده سپتامبر سال دوهزار و یک میلادی . بلندترین ساختمان دهه‌های نه چندان دور ایران در چشم به هم زدنی فروریخت و با ریختنش دلهای بیشماری را داغدار نمود. تنها تفاوت آن با حادثه یازده سپتامبر در این بود که نه حمله ای در کار بود و نه تروریستی مثل القاعده که مسئولیت این حادثه را بعهده بگیرد.

در کشوری که کشته‌های حوادث جاده‌ای‌اش در هر سال برابر حادثه زلزله بم یا رودبار است بیشتر از این نیز نباید انتظاری داشت .
در این مقال سعی میکنیم کمی در خصوص مدیریت شهری، تخصص، تحصیلات و نقش مدیران منتخب، و آینده نگری صحبت نماییم. باشد که در آینده از بروز حوادث مشابه جلوگیری گردد.

قطعا با نوع مدیریت موجود در شهرهای مختلف کشور حوادث تلخ دیگری نیز در راه خواهد بود و هیچ گریزی از آن نیست . شاید باید پیشاپیش تسلیت های بیشمار دیگری را نیز با احترام تقدیم نمود .
به راستی بر ایران چه میگذرد؟
چند اتفاق دیگر باید حادث گردد تا مدیریت مبتنی بر صبر ما، چاره ای نو اندیشه کند؟
چه کسانی در جلوگیری از برخی حوادث مسئولیت دارند؟
آیا تنها فکر کردن در خصوص یک حادثه، اخطار نمودن به دیگران و نشستن و تماشای آینده، کفایت میکند؟
نقش مردم در جلوگیری از حوادث چیست؟
مدیران شهری که بی هیچ ضابطه‌ای بر تراکم شهرها می افزایند لحظه ای به آینده و اتفاقات مشابه فکر کرده اند؟
اعضای کمیسیون ها تخصصی ماده ۱۰۰ به حیات ملت ایران می اندیشند؟
رانتهای اداری، سیستمی و انتخاباتی تا چه زمان قرار است کمر همت به ویرانی آینده شهرهایمان ببندد؟
زمان بیداری کی فرا میرسد؟
تضاد منافع تا چه زمان منجر به انجام امور غیر اخلاقی خواهد شد؟

هموطنی نوشته بود :
“آتش سوزی ساختمان پلاسکو بدون تردید تقصیر تک تک ماست. آنروز که به جای تعدادی متخصص تحصیلکرده با رشته های مرتبط افراد دیگری را به شورای تخصصی شهر تهران فرستادیم ساختمان پلاسکو را آتش زدیم.
آن روز که راستگویان و دروغگویان برایمان فرقی نداشتند، ساختمان پلاسکو را آتش زدیم. آن روز که به …. رای دادیم چون….
بله دوستان عزیز ، مسئول خونهای ریخته شده ما هستیم .
شورای شهر بر خلاف مجلس، شورایی کاملا تخصصی است که اعضای آن باید از شهرسازی، اقتصاد شهر، معماری، ترافیک، حمل و نقل و خدمات شهری سررشته داشته باشند. بنابراین هر کس را به هر علتی دیگر نباید به آنجا رسانید . ”

نوشته فوق گفتاری قابل تامل و تفکر برای انتخابات آینده و پیش روی شهرهای ایران میباشد. امیدوارم مردم در سراسر کشور با فرهنگ سازی مناسب شرایط لازم برای بهبود و تغییر اوضاع را فراهم آورند.
اگرچه ساماندهی بخش عمده‌ای از تعیین وضعیت‌های مناطق قدیمی و بافتهای فرسوده نیازمند همکاری و مشارکت های مردمی است، اما دلیلی بر عدم اتخاذ تصمیمات صحیح مدیریتی شهری وجود ندارد. باتوجه به وضعیت مدیریت شهری در کشور و برداشتهای میدانی و واقع گرایانه دیگر وقت آن رسیده است که تخصص جای تفکرات سنتی را بگیرد و کرسی های شوراهای شهرهای مختلف کشور محل حضور اندیشمندانی متخصص، تفکراتی ممتاز، و افرادی با برنامه باشد. مدیریتهای سنتی و غیر تخصصی هم شهرها را خواهند کشت و هم مردم را. و اگر این روند ادامه پیدا کند بهترین کار آن است که دیگر ابراز همدردی ننماییم زیرا زمانی که فرصت انتخاب و تغییر را داشته ایم، یا حضور نیافته ایم و یا تصمیماتی مبتنی بر احساس و ارتباط گرفته ایم و به دانش، سلامت، توان، تخصص و برنامه رای نداده ایم.
شهر ما شهسوار هم نقاط حادثه خیز و نیازهای بحرانی در زمینه ایمنی فراوان دارد که مدیریتی بهتر میطلبد .
به امید آنکه در سایه مدیریت مناسب، آینده شهرمان شهسوار و میهنمان ایران غمناک نگردد .
telegram.me/alireza_falahatkar

《 راه برو 》

حکایتی از لقمان را میخواندم ، نظرم را سخت به خود جلب نمود . نیک که به آن توجه نمودم نکته ای ارزشمند در آن نهفته بود که اشتراک گذاری آنرا خالی از لطف ندیدم . با هم یکبار دیگر آن را بخوانیم ، در پایان خدمت شما بزرگواران خواهم بود .

” لقمان در کنار چشمه‌ای نشسته بود. مردی که از آنجا می‌گذشت. از لقمان پرسید:
«چند ساعت دیگر به ده بعدی خواهم رسید؟»
لقمان گفت: «راه برو.»
آن مرد پنداشت که لقمان نشنیده است.
دوباره سوال کرد:
«مگر نشنیدی ، پرسیدم چند ساعت دیگر به ده بعدی خواهم رسید؟»
لقمان گفت: «راه برو»
آن مرد پنداشت که لقمان دیوانه است و رفتن را پیشه کرد.
زمانی که چند قدمی راه رفته بود، لقمان به بانگ بلند گفت:
«ای مرد، یک ساعت دیگر بدان ده خواهی رسید.»
مرد گفت:
«چرا اول نگفتی؟»
لقمان گفت:
«چون راه رفتن تو را ندیده بودم، نمی‌دانستم تند می‌روی یا کند. حال که دیدم دانستم که تو یک ساعت دیگر به ده بعدی خواهی رسید.» ”

✅ نکته این مطلب:
اینکه ما به اهداف مان برسیم تابع کیفیت برنامه ها ، شرایط موجود ، توان فکری همراهان ، اثربخشی اقدامات و سرعت گام هایمان است بنابراین باید بکوشیم برنامه هایمان کارآمد و مناسب شرایط موجود تعیین گردد حتی اگر برایمان سخت و دشوار باشد . اقدامات اثربخش را برای رسیدن به هدف هایمان طراحی و اجرا نماییم.
اگر بخواهیم صادقانه صحبت کنیم باید بگوییم که شرایط امروز جامعه ما ، نگاه و استراتژی دولت ، توان سیستم اجرایی مملکت و …. نتوانسته است گره از مشکلات اجتماعی ، اقتصادی و ….مردم را باز نماید .
در چنین شرایطی تکلیف چیست ؟
زمانی که مردم رشد ، توسعه و پیشرفت را مطالبه میکنند اما زیرساختها فراهم نشده است و چرخهای این واگن به حرکت در نیامده ، چه باید کرد ؟
پاسخ ، تلاش است .
باید تلاش نماییم و بی تفاوت نباشیم . دیگر سرعت راه رفتن را دیده ایم بنابراین بیایید یا :
۱٫ زمان رسیدن را پیش بینی کنیم
و یا
۲٫ توان پاها را افزایش دهیم

” ما میتوانیم اگر بخواهیم و تلاش نماییم ”
علیرضا فلاحتکار. ۱۳۹۵٫۱۰٫۱۱
telegram.me/alireza_falahatkar

چگونه موفق شویم ؟

img_20161227_092715
تا کنون دقت کرده اید ❓
همه میگویند میخواهند پیروز شوند .
یک مدیر ، یک شهردار ، مسئول یک سازمان ، یک دانشجو ، یک دانش آموز ، یک ورزشکار و….
اما چگونه ❓
آیا تنها با تدوین یک برنامه ریزی استراتژیک این مهم حاصل میشود ؟
گروهی میگویند این تدابیر تنها ترسیم یک آینده آرمانی است و پیروزی نهایی وابسته به عواملی دیگر نیز میباشد .
اعتقاد شخصی من پس از سالها فعالیت در رشته های مختلف ورزشی ، هنری ، تحصیل و فعالیتهای اجتماعی این است که پیروزی نهایی کاملا وابسته به ما است و ما اگر نخواهیم اتفاق نخواهد افتاد .
میل به پیروزی تنها یک خواسته آنی نباید باشد . پیروزی تداوم ، تمایل و تلاش میخواهد .
پیروزی ؛ نخست ، بردن خویش است و پیروزی نهایی ، حفظ این تفکر است .
ما به آنچه می اندیشیم ، میتوانیم دست یابیم اما باید بدانیم که برای چه میخواهیم پیروز شویم ؟
با پیروز شدن به چه پرسشی در درونمان میخواهیم پاسخ دهیم ؟
یادمان باشد هر نیازی در درون ما پاسخی در دنیای بیرون دارد .
پاسخ به این پرسشها ، آغازی برای پیروزی است .
در قلبم جاودانه اید
مانا باشید و پایدار
علیرضا فلاحتکار. ۱۳۹۵٫۱۰٫ ۶
telegram.me/alireza_falahatkar

آیا میخواهید بدانید کشور توسعه می یابد یا خیر ؟

2016-12-04_22-06-55
آیا می خواهید بدانید کشور توسعه می یابد یا خیر ؟!
اگر می خواهید بدانید کشوری توسعه می یابد یا نه اصلا سراغ فناوری کارخانه و ابزاری که استفاده می کند نروید .اینها را به راحتی می توان خرید ، دزدید یا کپی کرد !
برای دیدن توسعه بروید در دبستان ها و پیش دبستانی ها ، ببینید آنجا چگونه بچه ها را آموزش می دهند . اگر کودکان شما را پرسشگر ، خلاق ، صبور ، نظم پذیر ، خطر پذیر ، دارای روحیه گفتگو و تعامل ، دارای روحیه مشارکت جمعی و همکاری بار آورند اینها ، انسانها و شخصیت هایی خواهند شد که می توانند توسعه ایجاد کنند…
“داگلاس نورث برنده نوبل اقتصاد”

تحلیل حرف تازه :
هرگاه در ایران سخن از توسعه به میان می آید دریچه ای بزرگ روبروی متخصصین ، اندیشمندان و صاحبان سخن و نظر باز میشود که هرکدام از سویی گفتاری قابل تامل و تفکر را مطرح مینمایند . ابعاد گوناگون آن را تحلیل کرده و به ارایه مفاهیم با گفتاری کاملا آکادمیک میپردازند . تئوری های توسعه در تمامی سرزمینهای دنیا یکسان ارایه شده است و با ارتقا مفاهیم ضمن حفظ مبانی اصلی ، امکان دسترسی به آن همواره فراهم بوده است اما به راستی در کشور ما چه اتفاقی افتاده است ؟
ایران تا پیش از دهه ۱۳۳۰ شمسی فاقد هر گونه نظام سازمان یافته برنامه‌ریزی برای توسعه کشور بود . با شتاب گرفتن اندیشه‌های توسعه، ضرورت برنامه‌ریزی بیش از پیش آشکار و سازمان برنامه و بودجه کشور تأسیس شد.
سازمان برنامه و بودجه را می‌توان یکی از پایه‌های نظام اقتصادی و توسعه ایران در سال‌های پس از ۱۳۳۷ دانست. سازمان برنامه و بودجه و به زبان دیگر سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور خاستگاه برنامه‌های توسعه‌ای بود که در سال‌های قبل و پس از انقلاب به اجرا درآمده است. تشکیل کمیسیون اقتصادیات در سال ۱۳۰۳ شمسی در مجلس شورای ملی را می‌توان اولین اقدام رسمی در زمینه پیدایش تفکر برنامه‌ریزی و توجه به توسعه اجتماعی و اقتصادی کشور دانست. این کمیسیون به ریاست سید حسن تقی‌زاده و عضویت ۷ تن از نمایندگان دوره پنجم مجلس برای هماهنگی در اجرای برنامه‌های عمرانی و اقتصادی تشکیل شده بود.
بعد از کمیسیون اقتصادی مجلس پنجم، بار دیگر اندیشه برنامه‌ریزی در سال ۱۳۱۰ توسط علی زاهدی مطرح شد. وی در این باره، رساله نسبتاً مفصلی به نام ” لزوم پروگرام صنعتی ” تهیه و منتشر کرد.تلاش دامنه‌دار بعدی در سال ۱۳۱۶ توسط ابوالحسن ابتهاج آغاز شد . وی کار خود را از بانک شاهی سابق شروع کرد و فاقد تحصیلات دانشگاهی داخل و خارج کشور بود. اما چون به مقوله توسعه اقتصادی علاقه پیدا کرده بود، به مطالعه کتاب‌های اقتصادی پرداخت و خود را با مفاهیم توسعه و برنامه‌ریزی آشنا کرد.ابتهاج پس از آشنایی با تفکر برنامه‌ریزی، برای جا انداختن آن در جامعه سامان نیافته ایران به ترویج این اندیشه پرداخت و این فکر را تحت عنوان نقشه به کار می‌برد که ما باید «نقشه» داشته باشیم، یعنی هدف‌مند و بابرنامه باشیم.
منظور اصلی وی این بود که هدف‌ها و نیازهای جامعه، شناسایی، بودجه مورد نیاز کارها برآورد، اعتبارات در دسترس معلوم و با برقراری تناسب بین بودجه و اعتبارات، فعالیت‌های اجرایی سامان‌دهی شود، به طوری که اعتبارات به بهترین شیوه به مصرف برسد و جامعه به خوبی از نتایج آن بهره‌مند شود.سرانجام تلاش‌ها و رایزنی‌های ابتهاج با قوام (نخست‌وزیر وقت) منجر به تشکیل جلسه شورای عالی اقتصادی، که مدت‌ها فعالیتی نداشت، شد. این جلسه در دهم فروردین (۱۳۲۵) تشکیل شد و قوام در سخنانی ضمن تشریح نابسامانی‌ها و شوربختی کشور و پس از اعلام سیاست‌های اقتصادی دولت خود، بر لزوم ادامه فعالیت شورای عالی اقتصادی و طرح یک نقشه اقتصادی تأکید کرد.
کشور ما از سال(۱۳۲۷) برنامه ریزی توسعه را با برنامه های توسعه هفت ساله آغاز نمود . شش برنامه توسعه قبل از انقلاب ، پنج برنامه توسعه بعد از انقلاب ، چندین برنامه آمایش سرزمین ، برنامه بیست ساله و هم اکنون نیز در آستانه برنامه توسعه ششم هستیم .
چه باید گفت و چه باید کرد ؟
گرچه بین اندیشمندان و صاحب نظران توسعه همواره اختلاف نظراتی پیرامون اولویت های جنبه ای بر جنبه دیگر توسعه مطرح بوده است اما به نظر میرسد ما همواره بر روی نیروی انسانی و نفراتی که باید محور حرکت این اندیشه باشند ، مشکل داشته ایم .
توسعه سیاسی ، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و یا فرهنگی ؟
براستی کدامیک از ابعاد توسعه در ایران بر بعد های دیگر میتواند اولویت داشته باشد .
اگر اذعان داشته باشیم که نیروی انسانی کارآمد بالاترین سرمایه یک کشور ، سیستم ، سازمان و تشکل است ؛ براستی به چه میزان و اندازه ای در این خصوص موفق بوده ایم ؟

شاید گفتار داگلاس نورث در مورد کشور ما صادق باشد . شاید باید آموزش را مقدمه ای برای توسعه دانست . شاید باید به پیش دبستان ها ، دبستان ها و مدارس توجه بیشتری نمود .
شاید باید بودجه وزارت آموزش و پرورش کشور را از تمام بودجه های وزارت خانه های دیگر بیشتر نمود .
شاید باید بیشتر فرهنگ کتاب و کتابخوانی را افزایش داد .
شاید باید دانشگاه ها را هدفمند تر هدایت نمود.
و شاید های دیگر….
براستی اگر از سال ۱۳۲۷ به امر آموزش پرداخته بودیم و به آن بها داده بودیم ، امروز توسعه نیافته بودیم ؟
به امید فرداهای بهتر برای ایران و ایرانی.
علیرضا فلاحتکار. ۱۳۹۵٫۹٫۱۴
telegram.me/alireza_falahatkar

پاسخ به برخی از پرسشهای شهروندان

پاسخ به پرسش تعدادی از شهروندان در خصوص وضعیت و مشکلات شهری :
به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه بر نگذرد

با درود خدمت تمامی شهروندان ،متخصصین و مردمی که دغدغه ای به نام شهر ، رشد ، توسعه ، تغییر و تکامل آن را دنبال مینمایند .
از آنجایی که جمع حاضر با اصول و کلیات مدیریت شهری ، شهرسازی و مباحث آکادمیک آشنا هستند تلاش خواهم نمود تا بیشتر پیرامون :
۱٫ عدم کارآمدی تئوری های علمی در بستر یک سیستم سنتی و عقب نگاه داشته شده
۲٫ بررسی نقش مدیریت های محلی ( شوراها) در توسعه شهر تنکابن
۳٫ نقش عوامل اجرایی مانند شهردار ، مسئولان واحدها ، روابط سازمانی و شرایط موجود
۴٫ نبود دپارتمانهای مردمی در شهر
۵٫ نقش مردم در ارتقا شرایط شهری
۶٫الزامات فرهنگسازی مناسب در ابعاد گوناگون
۷٫ نبود چشم انداز و برنامه ای مدون در مدیریت شهری
مطالبی را به مکتوب نمایم . باشد که با همفکری و استفاده از خرد جمعی آینده ساز بهتری باشیم.
پیشاپیش از طولانی شدن مطالبی که ارایه میشود پوزش طلبیده و از وقتی که در اختیار بنده برای تبادل نظر با جمعی از فرهیختگان قرار داده اید تشکر مینمایم .

۱٫ با نگاهی ساده به عرصه های گوناگون مدیریت ، خصوصا مدیریت شهری در کشورهای توسعه یافته در میابیم که تئوری ها و مباحث آکادمیک در قالب برنامه های استراتژیک در اختیار مدیریت قرار گرفته و تمام روند ارایه خدمات به شهروندان مدون و پیش بینی شده است . اولویت ها احصاء گشته و توانها و محدودیتهای منطقه ای نیز بررسی شده است . مدیریت کشور ما عموما در سالهایی که گذشت از نیروهای متخصص به معنای واقعی آن نه صرف داشتن مدارک دانشگاهی ، کمتر استفاده نمود . این امر باعث گشت تا تصدی امور در اختیار مدیرانی کم توان قرار گیرد که با مباحث کلان و علم روز مدیریت شهری و شهرسازی آشنایی نداشته و برای تثبیت و حفظ موقعیت خود یا از جذب نفرات مستعد و شایسته بر اساس آزمونهای استاندارد خودداری نمودند و یا امکان عرضه شدن به نیروهای توانمند خود را نداده اند.
بنابراین تئوری های علمی و مدیریتی نتوانسته است در بستر بیمار سازمانی به نام شهرداری تحول ایجاد نماید و مدیران سنتی شهرها را عقب نگاه داشته اند.

۲٫حضور افراد مختلف با جنسیت ، تفکر ، تحصیلات ، سوابق ، پیشینه خانوادگی ، وضعیت مالی و اقتصادی ، نگرشهای سیاسی ، آشنایی با بودجه نویسی و مباحث مالی و بسیاری از موارد دیگر در چهار دوره شورای شهر تا کنون نتوانسته است افق روشنی از تاثیر مدیریت های محلی را در محدوده ای به نام شهر نمایان سازد .
این مهم دلایل مختلفی دارد که به اجمال به آن میپردازم .
_ عدم مشارکت حداکثری و مناسب مردم شهر تنکابن در انتخابات شوراها
_ برنامه محور نبودن شوراها و عدم انسجام فکری مناسب
_ علاقه مندی بخش عمده ای از منتخبین به نفوذ بر شهردار انتخابی ، عوامل اجرایی و پرسنل
_ حمایت گسترده برخی از اعضای شوراهای شهر از تخلفات ساختمانی و بسیاری از این دست موارد به جهت حفظ آرا و گاها عوام فریبی
_ بلاتکلیفی برخی از اعضا پس از انتخاب و ارضاء امیالی چون جایگاه ، عنوان و…..
_ آشنا نبودن برخی از منتخبین با برنامه های نوین مدیریت شهری و عدم اعتقاد و اعتماد به تفکرات ارایه دهنده آن
_ عدم برگزاری مرتب جلسات علنی به جهت آگاه نشدن افکار عمومی مردم از توان و نگاه منتخبین به شهر و آینده آن
_ تضعیف کمیسیونهای تخصصی با عدم استقبال از تصمیمات متخصصین
_ عدم به کارگیری مشاوران ذیصلاح
و…..
۳٫با نهایت احترام به تمام شهرداران انتخاب گشته در چهار دوره شورای شهر تنکابن باید اقرار نمود ، نادر نفراتی چهره یک شهردار واقعی را داشته اند تا ضمن ارتقاء مدیریت شهری و ارایه خدمات مناسب به شهروندان موجبات افزایش نگاه پرسنل و ارتقاء آنان گشته باشند .
مدیریت ، گسترش افق دید همکاران و پرسنل یک سازمان است تا فراسوی بسیاری از محدودیتها را دیده و بتواند به عنوان یک بازوی کارآمد علمی و عملی در مدیریت شهری موثر باشد .
سکوت سازمانی در شهرداری کاملا قابل احساس و این امر موجب کاهش کارآمدی پرسنلی گشته است .
عدم جذب پرسنل ، متناسب با نیاز واحدها ، نگرانی جابجایی افراد را افزایش داده و نبود امنیت شغلی مانع تعلق سازمانی گردیده است .
بخش قابل ملاحظه ای از پرسنل نیز تنها براساس روابطشان با اعضای شوراها در چهار دوره جذب گشته اند و این امر علاوه بر وارد کردن بار مالی چند صد میلیون تومانی ماهانه بر پیکره ضعیف شهرداری مانع خدمت رسانی مناسب به سبب عدم تخصص لازم در واحد مربوطه شده است .
به هر روی روزمرگی شهرداران به سبب دغدغه پرداخت حقوق پرسنل و عدم در آمدهای پایدار شهرداری موجب تراکم فروشی ، شهر فروشی و نابودی آن گشته است و تخلفات با جریمه جنبه قانونی پیدا کرده اند و شهرداری که منابع مالی آن پول ناسالم باشد حتما و قطعا قادر نخواهد بود خدمت رسان مناسبی باشد .

افزایش تخلفات ساختمانی در انواع مختلف ، هدایت آنها به کمیسیون های ماده ۱۰۰ خود گویای نبود عزم شهرداری برای جلوگیری از این روند است . حال آنکه با اتخاذ تصمیمات مناسب میتوان علاوه بر تضمین سود بیشتر سازندگان ، سازه هایی را با استاندارد هایی بهتر و معماری مناسبتر به خریداران واگذار نمود .
۴٫ انتخابات تنها چند روز یا چند ماه نیست . بلکه همراهی و پاسخ طلبی مستمر مورد نیاز است . پس از برگزاری انتخابات شوراها معمولا تمام علاقه مندان به خدمترسانی شهری ، منتقدین ، نامزدان دوره ای و …. از مباحث گوناگون شهری کاملا دور شده و با نزدیک شدن انتخابات سیل عظیمی از انتقادات ، مقالات ، مطالبات و پیشنهادات ارایه میشود . این موضوع در دوره های مختلف حادث گردیده و تنها تصویر ساز هیجان ورود به یک عرصه میباشد که گاها با بی اخلاقی هایی نیز همراه است .
اگر به دنبال رفع مشکل هستیم . اگر متذکر میشویم که تغییرات ملموس نیست و روندی دیده نمیشود باید بیشتر پیگیر بود و در صحنه حضور داشت .
پیشنهاد مستمر بنده در این سه سال تشکیل دپارتمان مردمی است . دپارتمانی که با ایجاد یک دبیرخانه قدرتمند مدیران ، شهردار منتخبین و ….را هر ماه بر صندلی های صداقت بنشاند و مرتب پرسش مطرح نموده و مطالبات مردمی را پیگیری نماید . با این وجود هیچ مدیر و منتخب کم توانی قادر به ادامه نخواهد بود و قطعا استعفا خواهد داد . عرصه های خدمت شهری میدانی برای تنبلی و تن آسایی نیست و باید افراد ضعیف را به نتیجه ترک این میدان رسانید .
متاسفانه امنا ، پیشکستوتان ، معتمدین و متخصصین شهر ما اندکی کم توجهی به این موضوع دارند که امیدوارم در سنوات آتی شاهد تشکیل این کارگروه و دپارتمان شهری باشیم .
۵٫ در سالهای اخیر عدم ارایه خدمت مناسب به شهروندان موجب یاس و نا امیدی گشته و این امر عدم مشارکت مناسب را به همراه داشته است . در صورت مشارکت گسترده تر قطعا انتخابهای مناسبتری صورت خواهد پذیرفت .
بنابراین نباید مایوس و نا امید گشت و تا اصلاح نهایی باید مرتب در صحنه حضور داشت . ما شهروند این شهر هستیم و با عدم مشارکت ، نمیتوانیم شاهد تغییرات مناسب باشیم .
۶٫ شهرداری باید نهادی باشد که در حوزه های گوناگون مدیریت اعمال نماید .
. مدیریت رسانه ای
. مدیریت ساختمانها و معماری سازه ها
. مدیریت خدمات شهری و زیست محیطی
. مدیریت خدمات فرهنگی و هنری
. مدیریت فضاهای شهری اعم از فضای سبز ، جداره ها ، دیواره ها و سیما و منظر شهری
. مدیریت ترافیکی و حمل و نقل
و….
نیک واضح و آشکار است که در این مباحث نیز شهرداری تنکابن به شدت ضعیف بوده است که این معلول ، علت هایی است که در بالا ذکر گردید .
۷٫برنامه ریزی استراتژیک شاید یک برنامه ریزی بلند مدت باشد اما به جهت هدفمند بودن و تعیین افق میتواند موثر و موفق باشد .
_ ایجاد ماموریت
_ تدوین چشم انداز
_ نگاشتن استراتژی
_ اتخاذ سیاست گذاری های اجرایی
_ ارایه پروگرام و برنامه
_ انجام پروژه و روند اجرایی
بر اساس شناخت نقاط ضعف و قوت و بررسی فرصتها و تهدیدها ( SWOT) قطعا میتواند چاره ساز باشد و اولویت های شهری را استخراج ، تدوین و تالیف نماید .
بخش عمده ای از موارد فوق در ادوار مختلف ارایه گشته است که متاسفانه به جهت آنکه دغدغه عمومی منتخبین نبوده یا مصوب نشده است و یا نسبت به آن بی اعتنایی صورت پذیرفته است .
باری ، حرف بسیار و کار صورت پذیرفته اندک است . امیدوارم قبل از هر ورود ، اندیشه ها امکان ارایه داشته باشند تا نفرات همسوتر برای آبادانی شهر شناسایی شوند و مردم بدور از هر گونه تفکر فردی و قومی بر اساس صلاح عمومی و منافع شهری ، انتخاب شایسته تری را انجام دهند و امیدوار هستم تا برخی از افراد به خاطر منافع شخصی خود ؛ رای جمعی را برای منافع شخصی خود به سمتی خاص سوق ندهند .
به امید شهسواری آباد
علیرضا فلاحتکار. ۱۳۹۵٫۸٫۲۵

مشکلات امروز شهرها و کشور ما کدام است ؟ برنامه ریزی یا برنامه پذیری؟؟

2016-11-04_23-45-38
برنامه ریزی
برنامه پذیری
مشکلات امروز شهرها و کشور ما کدام یک از موارد فوق است ❓
✍ : علیرضا فلاحتکار

قبل از آنکه به واکاوی این پرسش برآیم و پاسخی را برای آن ارایه کنم ، مقدماتی را درقالب تعاریفی ساده از دو مفهوم برنامه ریزی و برنامه پذیری خدمت گرامی شما بزرگواران ارایه مینمایم .
برنامه ریزی :
برنامه ریزی فرایندی منظم ، مداوم ، حساب شده ، منطقی ،جهت دار و آینده نگر به منظور هدایت فعالیتهای جمعی برای رسیدن به اهدف مطلوب است . این فرآیند _برنامه‌ریزی _ باید مداومت و استمرار داشته باشد و پیوسته و بصورت دائم به روز گردد .
☑️مزایای برنامه‌ریزی :
_تدوین چشم انداز
_افزایش احتمال تحقق اهداف سازمان
_ایجاد فرصتِ
_به کارگیری استراتژی
_به کارگیری نیروهای متخصص
_ اجرای منظم تصمیم‌ها
_صرفه اقتصادی
_سیاستگذاری های اجرایی مناسب
_انطباق با شرایط متغیر محیطی _استفاده صحیح از منابع
_فراهم شدن ابزارهای کنترل
_امکان سنجش میزان پیشرفت
_آگاهی کارکنان از اهداف سازمان و نقش خود
_تقویت کار گروهی
_اعتلای سازمانی
_امکان ارزیابی مدیریت
و…..
برنامه پذیری :
برنامه پذیری ، پذیرفتن مجموعه فرآیندی به نام برنامه است که معمولا توسط تیمی مشاور به سازمان ، شهر استان یا کشوری ارایه میگردد .
این امر رفتاری ضروری است که در جهت پیشبرد اهداف ، الزام اجرایی دارد . اگر تیمی که فرآیند برنامه ریزی را انجام داده است به تمامی نیازها و اولویت های منطقه ای بصورت جامع پرداخته باشد قطعا پذیرش و اقدام برای اجرای آن میتواند کلیه اهداف مدیریتی را محقق سازد .
با نگاهی ساده به سیلابستهای آموزشی دانشگاه های جهان در میابیم که اکثر سرفصلهای درسی و عناوین آکادمیک تقریبا یکسان است حتی برخی از کتابهای مرجع ، ترجمه گشته و در دانشگاه های ما نیز تدریس میشوند .
سوالی که اینجا به وجود می آید این است :
چرا و به چه علت نتایج خروجی از دانشگاه ها متفاوت است ؟
به چه علت مباحث نظری نتوانسته است در تحقق اهداف سازمانها ، شهرها و کشور ما عملیاتی گردند؟
همانگونه که استحظار دارید امروزه اکثر مدیران ، نمایندگان و منتخبین شهرها و روستاها دارای تحصیلات دانشگاهی هستند . البته این که به چه اندازه سواد دانشگاهی موجبات تغییر توانمندیهای فردی افراد گشته است خود مستلزم بررسی سابقه تحصیلی افراد است اما آنچه بسیار جالب و شگفت انگیز است ، اقرار به نامطلوب بودن شرایط محیطی ، شهری و…. توسط مدیران و منتخبین است . این بدان معنا است که افراد با دانش بر شرایط موجود بدوا اعلام مینمایند که مشکلات را احصا و دسته بندی نموده اند و پس از قبول مسئولیت نیز در ادامه از همان مشکلات اولیه صحبت به میان می آورند و در حقیقت در یک بازه زمانی به دلیل آشنا نبودن با برنامه ریزی ، خود را محور تصمیم گیری ها قرار داده و با عدم جذب مشاوران ذیصلاح اصرار به اختراع چرخ از ابتدا دارند . اینگونه از افراد با جهالت به شرایط موجود و حسادت زاییده شده از آن یا با برنامه ریزی در جنگ و تضاد هستند و یا با افرادی که توانایی اجرای آن را دارند مبارزه میکنند . گرچه امروزه پوپولیسم حاکم بر افکار عمومی و عوام فریبی مردم ، لایه های پنهان چهره این افراد را کمی در هاله ابهام قرار داده است اما قطعا زمان معیار مناسبی برای شناخت این تفکرات از طرف مردم است . ضرورت برنامه پذیری ، اصلی واجب برای تحقق اهداف است . یکی از راهکارهای مناسب برای انتخاب مدیران و منتخبین اخذ برنامه مکتوب در زمان انتصاب و انتخاب است . با این رویکرد اولا افراد فاقد برنامه شهامت حضور برای قبول مسئولیت را پیدا نخواهند کرد تا پس از گذشت چند سال پاسخی را برای مردم نداشته باشند و یا افراد دارای طرح و برنامه با معرفی اهداف ، امکان ارزیابی خود را در پایان دوره فعالیتی به مردم خواهند داد .
زمان برای عوام فریبی و عقب نگاه داشتن شهرهای کشور به پایان رسیده است و ایران فردا و آینده فرزندان این سرزمین نیازمند حضور مردان و زنانی نیک سیرت ، صادق ، هدفمند ، وطن پرست ، با برنامه ، متخصص و عاشق است .
علیرضا فلاحتکار. ۱۳۹۵٫۸٫۱۴
telegram.me/alireza_falahatkar